Misstro Oss Inte

Just another WordPress site

Farzaneh Haddadian

در طول تاریخ همواره رابطه ی تنگاتنگ بین خشونت ضد انسانی علیه زن و رشد و گسترش جنبشهای مذهبی و فرهنگهای عقب مانده مذهبی وجود داشته است.
در کشورهای اسلام زده و کشورهایی که فرهنگ عقب مانده در آن به وسیله ی دولتها و جنبشهای مذهبی تقویت و حراست می شود ، مجازات زنان بخاطر عدم تبعیت آنها از رسوم و سنن و اعتقادات مذهبی ، تحت عنوان قتلهای ناموسی از خیلی پیشتر متداول بوده و این نوع خشونت حتی به شکل دولتی نیز انجام می شود.
نفوذ مذهب در تمام نهادهای دولتی و غیر دولتی جمهوری اسلامی به وضوح به چشم می خورد. اعمال قوانین جدا سازی و تبعیض جنسی و نابرابری ، گسترش تعصبات مردسالانه و ضد زن را موجب می گردد.
حجاب اجباری ، جداسازی در مراکز آموزشی ، در تمامی سطوح جامعه حتی در اتوبوس ها و وسایل نقلیه ی عمومی ، سلب تمامی ازادی های فردی و اجتماعی ازنیمی از جمعیت جامعه ، قدرت دادن به مردان در اعمال زور و خشونت علیه زنان در جامعه ، گسترش فرهنگ زن ستیزی در جامعه را به دنبال داشته است.
بی تردید نقش قانون در این میان ، نقش کلیدی را بازی می کند. وقتی قانون می گوید اگر مردی دختر یا همسرش را به دلیل سو ظن به قتل برساند مجازات سنگین نخواهد داشت ، مسلم است که آمار قتل زنان به دست محارم افزایش می یابد.
زمانی که چندی پیش خانم عشرت شقایق نماینده ی مجلس گفتند: اگر ده زن خیابانی اعدام شوند دیگر زن خیابانی نخواهیم داشت ، مهر تاکیدی بر خشونت و قتل و جنایت علیه زنان می گذارند.
نتیجه ی این همه ، بر پایی نظام مردسالانه رن ستیزی است که شاهد عواقب آن نیز هستیم.
کار به جایی رسیده است که قتلهای ناموسی پدیده ای ساده و قابل گذشت(تنها به دلیل ناموس بودنش) تلقی می گردد.
حکومت اسلامی زنان را در ملا عام بدلیل داشتن روابط خارج از ازدواج سنگسار می کند و این نوع مجازات خشن و غیر انسانی را حق میدانند.
فرهنگ زن ستیزی را در جامعه گسترش می دهند ، به حدی که حتی زنان نیز خود دست به عملی ضد زن می زنند.
اکنون غیر از کشته شدن خواهران بدست برادران و یا دختران بدست پدران ، در 8 آبان 1338 در استان فارس ، شاهد قتل خواهری به دست خواهران خود هستیم آن هم بدلیل اینکه به او شک کرده اند که با کسی رابطه دارد و آبروی آنها و خانواده را برده است.
در چنین جامعه ای که انسانی بخاطر زیر پاگذاردن سنت و فرهنگ پوسیده ی مذهبی مستحق مرگ است ، دور از انتظار نیست که تعداد قربانیان این چنین روبه فزونی رود.
هر انسان آزاده ای که خبر این قتلها را می شنود از خود می پرسد: چرا چنین است؟ چرا افرادی به دست عزیزترین کسان خود به قتل میرسند. پاسخ این سوال مارا به سمت اسلام و قوانین پوسیده ی مذهبی می کشاند. زنان در جوامع مذهبی اسلام زده وسیله ی جنسی هستند ، نه انسان .دختری که در خانه ی پدری است باید به مردان تمکین کند و خود را برای ازدواج و تحویل خود به مردی دیگر آن هم بطور دست نخورده آماده کند. پرده ی بکارت در اسلام یک امر مقدس است و اگر دختری به میل خود با فردی رابطه ی جنسی داشته است بزرگترین گناه را مرتکب شده است و سزایش مرگ است.
پس از تغییر دادن تاریخ روز زن از 8 مارس به روز تولد زهرا ، به تازگی روز ملی دختران (سالروز تولد آخرین دختر موسی بن جعفر) را بنا نهادند که باکرگی معیار تعیین چنین روزی بوده و در آن روز ظاهرا از بکارت دختران تجلیل می شود.
تزریق فرهنگ عقب مانده اسلامی به هر بهانه به پیکره ی جامعه همچنان ادامه دارد و تا جمهوری اسلامی هست ادامه خواهد داشت.
تا جمهوری اسلامی هست امکان ندارد آپارتاید جنسی ملغی گردد.
حذف خشونت سازمان یافته ی دولتی علیه زن تنها با کوتاه شدن دست مذهب و از بین رفتن جمهوری اسلامی امکان پذیر است.
نادیده گرفتن حقوق زنان ، بخش بنیادی در حقوق و شریعت اسلامی است. آپارتاید جنسی ، تقسیم و جدایی انسانها بر مبنای جنسیت یکی از اشکال زشت زن ستیزی و تبعیض علیه انسانهاست. سیاستی هم طراز آپارتاید نژادی است و باید از جامعه ی بشری حذف شود. زن و مرد باید در تمام سطوح زندگی اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی برابر باشد.
رژیم اسلامی ایران به منزله سمبل سیستم آپارتاید جنسی در جهان به شمار می رود و خشونت علیه زنان در سالهای گذشته در آن به اوج خود رسیده است.

درد دلهای یک زندانی سیاسی وبلاگ نویس

آقای محمد رضا پور شجری سیامک مهر از وضعیت و شرایط خود در زندان مرکزی کرج به مسئولان حقوق بشر و سازمان عقو بین الملل گزارش می دهد.

او میگوید دستگاه قضایی جمهوری اسلامی مرا که در وبلاگ شخصی ام عقاید و نظرات و اندیشه های خود را منعکس میکردم در تاریخ 12 سپتامبر 2010 دستگیر کردند و بعد از شکنجه و ضرب و شتم در بازداشتگاه اداره اطلاعات کرج به اتهام توهین به رهبر جمهوری اسلامی و تبلیع علیه این نظام و نیز توهین به مقدسات اسلامی به سال حبس محکوم شدم بعد ازماه که از سلول انفرادی خارج شدم به ندامتگاه کرج منتقل شدم توصیف شرایط ناگوار و ضد انسانی این زندان بسیار مشکل است مدت یکسال است که در میان جمعی از اشرار و جانیان و سارقان و مجرمین خطرناک ، بیماران روانی و همچنین معتادان ولگرد و کارتن خوابها محبوس شده ام .

در واقع تیمارستان و گداخانه و زندان را در هم ادغام نموده اند تمامی توالت ها ، کف حمام و کف سالن مملو از زندانی استدر این زندان محل برای خوابیدن خرید و فروش می شود ، وفور مواد مخدر و مصرف مواد مخدر از فبیل شیشه و کراک امری عادی و همه گیر است انواع بیماریهای واگیر دار همچون ایدز و هپاتیت ، گال وسل شایعه است حمام فاقد آبگرم است و حتی برای حمام با آب سرد هم باید مدت زیادی در صف و نوبت ایستاد .

محمد رضا پور شجری اعلام می کند به هر دلیلی اعم از بیماری و یا هر حادثه و اتفاقی در این زندان فوت شوم ، شخص علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی مسئول مستقیم مرگ من می باشد زیرا که اتهام من توهین به شخص ایشان است .

این وضعیت زندانها بازداشتگاهها و مراکز باز پروری در ایران است دنیای امروز به این نتیجه رسیده است که حتی حیوانات حقوقشان باید رعایت شود و نباید آزار و اذیت شوند ولی جانیان حکومت اسلامی در ایران با انسانها اینگونه رفتار می کنند این نمونه صدها زندان ، بازداشتگاه و مراکز باز پروری است که در سرتاسر ایران اینگونه انسانها مورد ظلم قرار می گیرندایران زندان بزرگی است به وسعت 75 میلیون نفرو مسلما شخص خامنه ای و عمال و سیاستمداران جمهوری اسلامی دلیل و مسبب اصلی این ویرانی این همه فجایع و مصیبتهای دردناک هستند از همه هموطنانم می خواهم تلاش کنیم برای رسوایی و عیان ساختن جنایات جمهوری اسلامی در جهان و کوشش کنیم برای از بین بردن رژیم جمهوری اسلامی این خونخواران که تمامی ثروتهای ملی ایران را غارت می کنند و عموم مردم و زندانیان به ویژه زندانیان سیاسی اینگونه دردناک زجر می کشنداز همه هموطنانم می خواهم تلاش کنیم برای رسوایی و عیان ساختن جمهوری اسلامی این خونخوارانی که تمامی ثروتهای ملی ایران را غارت می کنند و عموم مردم و زندانیان به ویژه زندانیان سیاسی اینگونه زجر می کشند و مجازات می شوند هزاران هزار زندانی به اینگونه جان باخته و یا در زندانها زجر می کشندمرگ بر رژیم جمهوری اسلامی ایران

فرزانه حدادیان