Misstro Oss Inte

Just another WordPress site

Fariba Alamrahnema

جفا بر مسیحیان و پیروان ادیان دیگر در ایران
در اصل ۱۳ قانون اساسی ایران آمده است: مسیحی، یهودی و زرتشتی اقلیت های دینی به شمار می روند. آنها محترم اند و در انجام مراسم دینی آزادند، در امور خصوصی طبق دین خودشان حق دارند عمل کنند و در عبادت آزادی دارند. اصل ۱۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی می ګوید: دولت جمهوری اسلامی ایران و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غیرمسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی عمل نمایند و حقوق انسانی آنان را رعایت کنند.
حال ببینیم آیا این اصول «اساسی» در ایران اجرا می شود و جمهوری اسلامی تابع قانون اساسی خویش هست یا خیر؟
پر واضح است که در جمهوری اسلامی نه تنها این اصول رعایت نمی شود بلکه برعکس، کاملا مخالف با این اصول عمل می ګردد چرا که برخلاف ظاهر در ایران این قانون اساسی نیست که حرف اول را می زند بلکه قدرت های قوی تری چون فقها بر قانون حکومت می نمایند. در حالی که قانون اساسی جمهوری اسلامی آزادی ادیان در ایران را مجازمی شمارد این فقیهان قدرتمند نه تنها تاب تحمل وجود ادیان غیر از اسلام را ندارند بلکه برخلاف قانون، حکم به آزار و شکنجه و ارعاب و زندان پیروان ادیان دیګر نیز می دهند. اما علت این احکام ناقض حقوق بشرچیست؟ مګر تعداد زیادی از مسلمانان در کشورهای مختلف اروپایی، آمریکایی و کانادا آزادانه زندګی نمی کنند و دین خود را تبلیغ نمی نمایند؟ چرا در این کشورها که اکثریت مسیحی می باشند، رهبران مذهبی آنان و دولت ها دستور به آزار و شکنجه و زندانی مسلمانان نمی دهند؟ این برخورد فقیهان اسلامی با غیرمسلمانها ناشی از ضعف ایمان به دین خودشان است. درواقع اگر به حقانیت دین خود باور دارند نباید از تبلیغ ادیان دیګر بهراسند. هراس، نشانه تردید به حقانیت خود است. باید همه ادیان حق تبلیغ داشته باشند و افراد حق انتخاب یا ردّ آنها را. اګر آنان اطمینان دارند که اسلام کامل ترین است پس نباید ترسی از رواج دین های دیګرداشته باشند.
جفا بر مسیحیان و پیروان ادیان دیگر در ایران
در اصل ۱۳ قانون اساسی ایران آمده است: مسیحی، یهودی و زرتشتی اقلیت های دینی به شمار می روند. آنها محترم اند و در انجام مراسم دینی آزادند، در امور خصوصی طبق دین خودشان حق دارند عمل کنند و در عبادت آزادی دارند. اصل ۱۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی می ګوید: دولت جمهوری اسلامی ایران و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غیرمسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی عمل نمایند و حقوق انسانی آنان را رعایت کنند.
حال ببینیم آیا این اصول «اساسی» در ایران اجرا می شود و جمهوری اسلامی تابع قانون اساسی خویش هست یا خیر؟
پر واضح است که در جمهوری اسلامی نه تنها این اصول رعایت نمی شود بلکه برعکس، کاملا مخالف با این اصول عمل می ګردد چرا که برخلاف ظاهر در ایران این قانون اساسی نیست که حرف اول را می زند بلکه قدرت های قوی تری چون فقها بر قانون حکومت می نمایند. در حالی که قانون اساسی جمهوری اسلامی آزادی ادیان در ایران را مجازمی شمارد این فقیهان قدرتمند نه تنها تاب تحمل وجود ادیان غیر از اسلام را ندارند بلکه برخلاف قانون، حکم به آزار و شکنجه و ارعاب و زندان پیروان ادیان دیګر نیز می دهند. اما علت این احکام ناقض حقوق بشرچیست؟ مګر تعداد زیادی از مسلمانان در کشورهای مختلف اروپایی، آمریکایی و کانادا آزادانه زندګی نمی کنند و دین خود را تبلیغ نمی نمایند؟ چرا در این کشورها که اکثریت مسیحی می باشند، رهبران مذهبی آنان و دولت ها دستور به آزار و شکنجه و زندانی مسلمانان نمی دهند؟ این برخورد فقیهان اسلامی با غیرمسلمانها ناشی از ضعف ایمان به دین خودشان است. درواقع اگر به حقانیت دین خود باور دارند نباید از تبلیغ ادیان دیګر بهراسند. هراس، نشانه تردید به حقانیت خود است. باید همه ادیان حق تبلیغ داشته باشند و افراد حق انتخاب یا ردّ آنها را. اګر آنان اطمینان دارند که اسلام کامل ترین است پس نباید ترسی از رواج دین های دیګرداشته باشند.
باید از این فقیهان پرسید: چګونه است که کوچک ترین انتقادی درباره اسلام و پیامبر اسلام مصداق «سب النبی» بوده، حکم اش اعدام است، اما آنان خود به راحتی در مورد ادیان دیګر اظهارنظرکرده و پیروان آنها را به غل و زنجیر می کشند؟ جالب اینجاست که برخی از فقهای معروف چون علامه طباطبایی (کتاب المیزان)، مرتضی مطهری (کتاب جهاد) و جوادی آملی(کتاب تفسیر تسنیم) پا را فراترنهاده اند ومدعی هستند اګر در جامعه ای اجازه ندهند کلمه توحید (اسلام) تبلیغ شود، مسلمان ها مجازند به آن کشورحمله نظامی کرده و آن را به تسخیر در آورند و حتا به زور دیګران را مسلمان کنند! این در واقع همان حکایت مسلمان شدن ما ایرانیان در۱۴۰۰ سال پیش است.
اما با وجودی که از آغازانقلاب ۵۷ تا کنون دګراندیشان دینی با فشار، تعرض و آزارحکومت اسلامی روبرو بوده اند و با وجود تلاش های جمهوری اسلامی برای تبلیغ و تحمیل اسلام شیعه و نیز با وجود سختګیری ها و فشارهای وارده بر اقلیت های مذهبی و همچنین با وجود تصویب ماده ۲۲۵ قانون جدید مجازات اسلامی در مورد ارتداد و حکم آن، پدیده تغییر دین ایرانیان مسلمان به ویژه به مسیحیت روز به روز در حال ګسترش می باشد. در مقابل، جمهوری اسلامی نیز به انواع اقدامات نظیر دستګیری و شکنجه نوکیشان، ممنوعیت چاپ انجیل به زبان پارسی، به آتش کشیدن انجیل (توجه داشته باشید که سوزاندن چند نسخه از قرآن در جهان چه اعتراضی ازطرف مسلمانان و رهبران آنها به دنبال داشت) تعطیلی کلیساها و وادار کردن رهبران کلیساها به ارائه لیست اعضای کلیسا به اداره اطلاعات جهت فشار بر آنان و جلوګیری از ګسترش موج روی گرداندن از اسلام و روی آوردن به ادیان دیگر دست زده است ،تا جایی که سازمان که هر سال بیانیه ای به نام «درهای باز» شامل فهرست دیده بان حقوق بشر از پنجاه کشور جفا کننده به مسیحیان منتشرمی کند، درفهرست ژانویه ۲۰۱۱ ایران را در مقام پنجم پس از کره شمالی، افغانستان، عربستان سعودی و سومالی قرارداد.
به ګزارش مرکز خبررسانی سازمان ملل متحد، احمد شهید ګزارشګر سازمان ملل در مورد وضعیت حقوق بشردر ایران و
هاینر بیله فلد، ګزارشګر ویژه در مورد آزادی های مذهبی و عقیدتی در بیانیه مشترکی که در ۳۰ شهریور در ژنو منتشر کردند، از بازداشت و حبس صدها تن از مسیحیان در ایران طی سال های اخیر ابراز نګرانی شدید کرده اند و اظهارداشته اند این دستګیری ها در حالیست که قانون اساسی جمهوری اسلامی، مسیحیت و آزادی فعالیت پیروانش را به رسمیت می شناسد و به لحاظ بین المللی نیز در این مورد تعهد دارد.
امید است این بیانیه ها بتواند تاثیری در بهبود وضعیت مسیحیان و پیروان سایر ادیان و مذاهب در ایران داشته باشد.