Misstro Oss Inte

Just another WordPress site

Leyla Pourabdolfazl

روز جهانی کارگر بر همه انسانهای آزادیخواه و برابری طلب مبارک
 «بزرگان تنها از آن رو بزرگ بنظر می‌رسند که ما (جلو آن‌ها) زانو زده‌ایم، پس بگذار برخیزیم» مارکس
فردا اول ماه می …یازدهم ارديبهشت ، روزي است كه در آن “كارگران جهان“ حداقل براي يك روز هم كه شده، «متحد» مي‌شوند
در جهانی كه كارگر ابزاری ست برای فراهم کردن سرمایه و لذت برای اقلیتی ناچیز،
در جهانی که جنگ و کشتار انسانهای بی دفاع توسط دولت های فاشیستی و ضد انسان هر روز ابعادی تازه بخود می گیرد و میلیونها زن و مرد کودک در گرسنگی و فقر غوطه ورند!
در جهانی كه هيچ كس با كار كردن به جايي نمي رسد و هميشه آنان كه بيشتر كار مي كنند، رنج بيشتر مي برند و بيشتر تحقير و استثمار مي شوند و سرمایه داران و نوکرانش كه سربارترند قدرت و توانایی بيشتری دارند.
درجهانی كه در چهار گوشه اش کارگر و قشر زخمتکش تولید می کند و رنج می کشد تا عده ای مفتخور راحت زندگی کنند و از دسترنج آنان سلاح و بمب و وسائل کشنده دیگر تولید کنند .
در شرایطی که دولت های سرمایه داری همه چیز را بنفع خود مصادره کرده اند.
و به مناسبتهای مختلف خود را همرنگ و غمخوار محرومان می دانند !. .
دیکتاتوری حاکم بر ایران خیلی زود با مانع سرکوب دولت روبرو شده و خصلت سیاسی پیدا می کند، ما در اقصی نقاط ایران در چند دهه اخیر شاهد مبارزات کارگران و مقابله جمهوری اسلامی با آنان که حتی منجر به درگیری های خونین نیز شده است بوده ایم. این حقیقت به واقع بیانگر آن است که کارگران مبارز ایران، دهه هاست که جو مبارزاتی را در ایران برقرار کرده و رشد داده اند. کارگران مبارز ما در جریان همین مبارزات خود، هر چه بیشتر دشمنانشان را بهتر می شناسند و می بینند که نه فقط کارفرما ها و سرمایه داران بلکه رژیم حامی آن ها یعنی جمهوری اسلامی در زُمره دشمنان اصلی طبقه کارگر هستند
این واقعیت بر کسی پوشیده نیست و کارگران آگاه و پیشرو به خوبی می دانند که پیش شرط زندگی در یک جامعه آباد و آزاد در ایران، در درجه اول از کانال سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و از طریق انقلابی می گذرد که به دست خود طبقه کارگر با رهبری متشکل و با ایدئولوژی خود آنان، در اتحاد با دیگر اقشار زحمتکش جامعه متحقّق گشته باشد. امری که وظیفه هموار نمودن راه این انقلاب را در مقابل همه کارگران پیشرو و روشنفکران انقلابی این طبقه قرار می ده روز کارگر مبارک!
انتخابات فرمایشی , مضحک و دروغین رژیم را باید بایکوت و تحریم کرد و علیه آن دست به اعتراض زد………مردم عزيز، هيچ ناجي در راه نيست و هيچكس قرار نيست كه بيايد …. حتك حرمت بيش از اين تحمل نبايد كرد كه اشتباهی است نابخشودني . ما در برابر نسلهاي آينده مسئوليم و تا مسئوليت عملكرد “ديروز“ و“امروزمان“ را نپذيريم ، “فردايي“ از آن ما نخواهد بود. 33 سال زندگي در سايه ي حكومت وحشت، اگر هيچ چيز به ما …نياموخته باشد، اين را آموخته كه بدترين شكل حكومت، ستمکار ترین شکل حکومت و سرکوب ترین نوع حکومت همانا حکومت فاشیستی ایران است … شرکت و رای دادن در این انتخابات مضحک توهین به “حرمت“ انسان ایرانی است که روز بروز، لحظه به لحظه ، دقيقه به دقيقه حقوقش پايمال مي شود، . اسم اين بازي و ترفند دروغین را گذاشته اند انتخابات اسلامی … فکر کنید وجود نکبتبار این حکومت در اين سالها ي “زندگي“ كه به “مرگ“ شبيه تر است ، كم بوده است. فرزندان اين مرز و بوم ، اميدهاي آينده، سازندگان فردايمان كجايند. هزاران هزار در جنگ بي معني كشته شده، هزاران هزار در دخمه و زندان، هزاران هزار زير شكنجه و شلاق، هزاران هزار در بند “مواد مخدر“ و كنيزان “بازار خريد و “ ، هزاران هزار با رواني لطمه ديده و دست به خودكشي زده …………. بجای رای دادن باید صندوق ها را بر سر حاکمان کوبید.. و تا سرنگونی تمامی نهادهای سرکوبگرش و برقراری آزادی و برابری از پای ننشست….
دلم برای نسل خودم میسوزد ننگ و نفرین ابدی بر شما باد که از روز اول حکومتتان دستگیر کردید، شکنجه کردید، کشتید، غارت کردید سوزاندید ویران کردید و هنوز هم دست از این ماتمکده وطن بر نمیدارید هر بار که چهره‌های شما جماعت دهان گشاد با آن ریشهای بلند و پیراهنهای سپید چرک مرد شده را به تماشا مینشینم با خود میگویم آیا سهم من از زیستن باید همیشه وحشت و هراس از عملکرد شما باشد؟ یک روز تجاوز می‌کنید، یک روز…… قتلهای زنجیره‌ای به پا می‌کنید یک روز همچو بوزینه از سفارت آمریکا و انگلستان بالا می‌روید یک روز “ندا “کشی‌ می‌کنید یک روز ……. و براستی روزی نیست که شما جماعت نادان باعث درد ملتی‌ نشوید و جهانی‌ نیازارید آقای بسیجی‌ دهان گشاد به واسطه اشغال سفارت آمریکا در اول انقلاب همچنان داریم خفت و خاری میکشیم و تاوان میدهیم بس است! دنیای مدرن امروزی صحرای کربلا نیست که شور حسینی بگیرید و دست به عملی‌ زشت بزنید که در هیچ کجای دنیا مرسوم نیست! شما تنها قومی هستید که از ویرانی و بیچارگی وطنتان شاد میشوید و به خیال خود دارید با ابر قدرتها مبارزه می‌کنید مشتی بچه عقده‌ای که اکثریت چهره‌ی کریه هم دارید هر چه به شما میگویند اجرا می‌کنید و باکی هم ندارید در جایی که قانون یعنی‌ حرف آیت الله ها و عمل‌های شما نباید هم بترسید! می‌دانید به واسطه همان گروگانگیری ملت ایران چقدر تاوان داده است؟ هواپیماهایی که تابوت مرگ شده است را تماشا کرده‌اید؟ اثرات تحریمهایی که از همان روز نخست ارمغان دانشجویان خط امامی برای مردم بیچاره شد را دیده اید؟، ۳۲ سال گذشته است و هنوز هم مردم ایران داغ ننگ آن گروگانگیری را بار پاسپورت بی‌ اعتبار خرچنگ نشان اسلامی دارند و دست آخر هم باید کشور قطر که سالگرد استقلالش با ایران ایر یکی‌ است آسمان ایران را اشغال کند چرا؟ چون مرگ بار آمریکا گفتید و نسل ما را به خاک سیاه نشاندید دلم برای نسل خودم میسوزد نسلی که به واسطه رفتار انقلابیون ۵۷ از همان آغاز تولد بی‌ اعتبار گشت، دلم برای مادرانی میسوزد که از این پس برای دیدن فرزندانشان باید راهی‌ دوبی‌ و ترکیه شوند چرا که سفارت انگلستان هم در ایران تعطیل میشود! دلارهای این مملکت نوش جان اعراب دوبی‌ و ترکهای ترکیه، براستی دیگر چه می‌خواهید بکنید؟ میترسم آخر آن بمب اتم هم بر سر خودمان بریزید و رهایمان کنید از این ذره ذره مردن

زخمی که نمی بین…یم

می دانید؟ خشونت همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نیست. خشونت، تحقیر، آزارو گاهی یک نگاه است. نگاه مردی به یقه ی پایین آمده ی لباس زنی وقتی که دولا شده و چایی تعارف می کند. نگاه برادری است به خواهرش وقتی در مهمانی بلند خندیده. نگاهی که ما نمی بیینیم. که نمی دانیم ادامه اش وقتی چشم های ما در مجلس نیستند چیست. ترسی است که ارام آرام در طول زمان بر جان زن نشسته خشونت بی کلام، بی تماس بدنی، مردی است که در را که باز می کند زن ناگهان مضطرب می شود، غمگین می شود. نمی داند چرا. در حضور مرد انگار کلافه باشد. انگار خودش نباشد. انگار بترسد که خوب نیست. که کم است. که باید لاغرتر باشد چاق تر باشد زیباتر باشد خوشحال تر باشد سنگین تر باشد سکسی تر باشد خانه دارتر باشد عاقل تر باشد. خشونت آن چیزی است که زن نیست و فکر میکند باید باشد. خشونت آن نقابی است که زن می زند به صورتش تا خودش نباشد تا برای مرد کافی باشد. مرد می تواند زن را له کند بدون اینکه حتی لمس اش کند. بدون اینکه حتی بخواهد لهش کند. این ارث مردان است که از پدران پدرانشان بهشان رسیده خشونت، آزار، تحقیر امتداد همان “مادر جنده ها، جنده ها، خواهر جنده ها، مادرش را فلان ها، عمه اش را بیسار”هایی است(باعرض پوزش) که به شوخی و جدی به هم و به دیگران می گوییم. خشونت، آزار، تحقیر همان “زن صفت، مثل زن گریه می کردی”هایی است که بچه هایمان از خیلی کودکی یاد می گیرند. خشونت، آزار، تحقیر، پله های بعدی نردبانی هستند که پله ی اولش با فلانی و بیساری معاشرت نکن چون… فلان لباس را نپوش چون…است. چون هایی که اسمشان می شود “عشق”. عشق هایی که می شوند ابزار کنترل. که منتهی می شوند به زنانی بی اعتماد به نفس، بی قدرت، غمگین، تحقیر شده، ترسان، وابسته، تهدید به ترک شده و شاید کتک خورده که فکر می کنند همه ی زخم هایشان از عشق است. که مرد عاشق زخم می زند و زخم بالاخره خوب می شود. خشونت زنی است که زیر نفس های آغشته به بوی الکل مردش تظاهر به لذت می کند و فکر می کند قاعده ی بازی همین است. خشونت توجیه آزار روحی، کلامی، جسمی، جنسی مردی است که مست است. مستی انگار عذر موجهی باشد برای ناموجه ترین رفتارها. می دانید؟ کتک بدترین نوع خشونت علیه زنان نیست. کبودی و زخم و شکستگی خوب می شوند. قدرت و شادابی و باور به خویشی که از زن در طول ماهها و سالها گرفته می شود گاهی هیچ وقت، هیچ وقت، ترمیم نمی شود خشونت دست سنگین پدری است که بر صورت دخترک 9 ساله اش بلند می شود اما هرگز فرود نمی آید. خشونت گردنکشی برادری است که نگاه پسرک معصوم همسایه را کور می کند و خواهر را ناامید می کند از عشق پاک و دیوار به دیوار همسایگی . خشونت آروغ زدن های شوهر است به جای دستت درد نکند برای دستپخت عالی یک صبح تا ظهر حبس شدن در آَشپزخانه . خشونت قانون نابرابر حق قیومیت پدربزرگی است که در فقدان پدر ، صاحب بلامنازع نوه ی دختری اش می شود بی اینکه حضور مادر در جایی دیده شده باشد. خشونت حق ارثی است که پس از مرگ پدر به تو داده می شود نیم آن چیزی که برادرت می گیرد و تازه منت بر سرت می گذارند که نان آور خانه ات دیگری است . خشونت خود ما زنانیم که تمامی اینها را می پذیریم بی هیچ اعتراضی و آن کسی را هم که در میانمان به اعتراض بلند می شود با القاب زن فلان و بهمان به سخره می گیریم . خشونت خود خودمانیم و از ماست که بر ماست