Misstro Oss Inte

Just another WordPress site

Reza Moazeni

((سر انجام کشتی بدون ناخدا))

در واپسین روزهای سی دومین سال شوم و نامبارک جمهوری اسلامی که به زودی به رقم 33 خواهد رسید، ناخدای دیر آشنای ما سر از کابین خود برون کرده نوید از ساحل نجات میدهد. بازگشت به دوران آزادی و آزادگیها به دوران روشنائی ها! ملت من می باید آزاد شود!!! این ندای شاهزاده رضا پهلوی است که در هفته گذشته شجاع و بی پروا خامنه ای رهبر نظام اسلامی را به چالش طلبیده است.

خامنه ای و رژیم او قاتل هستند میباید محاکمه شوند مجازات شوند و…. این بار روی سخن شاهزاده با شورای امنیت سازمان ملل بوده است.لیکن که بی تردید دربار آینده ایشان دادگاه بین المللی هاگ را که ویژه محاکمه و مجازات جنایتکاران سیاسی است هدف قرار خواهد داد.

شاهزاده اشاره می کند خامنه ای مسبب اصلی جنایت 20 ساله اخیر رژیم اسلامی است قتل، اعدام، شکنجه، حبس در زندانهای مخوف رژیم تماماً مربوط به فعالان سیاسی رژیم بوده است و در جهت دیگر فحشا اعتیاد فقر و گرسنگی بیکاری آواره گی مهاجرت و فرار مردم از ایران نصیب دیگر شهروندان ایرانی بوده است 20 سال تمام ظلم استبداد از ناحیه یک دیکتاتور. شاهزاده رضا پهلوی که در پاریس در یک کنفرانس خبری در حالیکه یک حقوق دان ایرانی که از کشور گریخته است او را همراهی میکرد در حال هوایی تازه موضع و جدید خود را اعلام کرد این بار مقابله و برخورد از روبرو!! صریح،روشن،شفاف،! خامنه ای می باید محاکمه شود مجازات شود و مردم من به خانه برگردند آیا دوران رنجهای 33 ساله یک ملت بزرگ می آیند که به پایان برسند؟ آیا آزادی و رهای نجات در راه است؟ این واقعیت با مردم ایران خواهد بود که در پی حرکت رهبر خود به میدان بی آیند . ملایان ستمگر قاتل را به دیار نیستی و نابودی بسپارند.

 / ژانویه 2012 رضا موذنی

تصویری از ایران امروز

ماشین جنایت و کشتار جمهوری اسلامی در سی دو سال حکومت ننگینش

 هرگز از حرکت باز نایستاد و روز به روز  جنایت جدیدی می آفریند.

رادیو تلویزیون و رسانه هایش ارتجاعی ترین افکار است.

صبح یکی از روزها اردیبهشت ماه 1390 دو برادر در زندان اصفهان در میان اعتراض مردمی که در جلوی زندان تجمع کرده بودند به جوخه اعدام سپرده شدند.

تنها اعدام این دو برادر در اصفهان نبود بلکه 9 زندانی در زندان کارون اهواز از جمله 3 برادر بدون وکیل در دادگاه غیر علنی . پشت درهای بسته محاکمه و در ملا عام در اهواز اعدام شدند در چند ماه اخیر موج سرکوب و اعمال فشار بر زندانیان همچون انتقال تعدادی از زندانیان زن از زندان رجائی شهر کرج به زندان قرچک ورامین که فاقد ابتدای ترین امکانات بهداشتی و وارد آوردن فشار امنیتی و بهداشتی بر روی زندانیان انتقال    زندانیان زن به بند معتادن و حکم اعدام برای زندانیان سیاسی کرد بدون ابلاغ به وکیل وی، یکی از شگردهای کثیف جمهوری اسلامی، پرونده سازی، شکنجه و آزار زندانیان برای وارد کردن آنها به پذیرفتن جرائم واهی، بیشمارن ترفندهای پوچ و بی اساس از برای قلع و قم کردن مخالفانشان آیا زندگی در چنین جامعه ای شایسته ماست؟

اگر نمی خواهیم بیش از این زیر بار چرخه های ستم و استمار له شویم اگر نمی خوهیم بیش از این تحقیر شویم و حقارت را و بسط خفقان آور میان آخوند با جامعه، کارگر با کار فرما، مرد با زن، پدر با فرزند پذیرا شویم بنابر این تنها راه نجاتمان به پاه خواستن است.

تنها با پیکار علیه همه ظلم و ستم و تبعیض، با به میدان آمدن جنبش عظیم مردم با همبستگی جنبشهای متنوع اجتماعی با گسترش مبارزات جاری مردم علیه اعدام و شکنجه و مبارزه برای آزادی کلیه زندانیان سیاسی اراده سرکوب حکومت در هم می شکند.

نابود باد رژیم جنایت ولایت وقیع زنده باد آزادی

در ایران اشغال رژیم آدمخوار و خوناشام جمهوری اسلامی شکاف طبقاتی، نابرابری جنسی و توهین به شعور آدمی و تحقیر انسان و آدمیت بی داد می کند. کشوری که در آن اقلیتی انگل و مفتخور در قالب بنیادهای دولتی و مذهبی و شخصی تمامی ثروت و منابع مملکت را در انحصار خود قرار داده و قدرت کنترل کار همگان را در دست گرفته اند.

سرزمینی که زن در آن برده است یکی از افتخارات جمهوری جنایتکار اسلامی است  آن است که توانسته فشار را عمومیت بخشد. بالای یک میلیون زن و دختر های کم سن سال و تن فروش تولید کند و بخشی از انان را به کشورهای حاشیه خلیج فارس صادر کند.

جامعه ای با حکومتی بیمار که سقط جنین را غیر قانونی کرده و سالانه ده ها هزار زن را به سوی سقط جنین مخفی بدون امکانات بهداشتی و درمانی و در نتیجه مرگ و میر می راند.

جامعه ای که 20 درصد اقشار مرفه آن، بیش از 80 درصد ثروت کشور را در اختیار دارند و در آمد 10 درصد فوقانی 17 برابر 10 درصد فقیر جامعه است.

جامعه ای که نزدیک به 40 درصد جوانان آن بی کارند و از هیچ آینده ای بر خوردار نیستند و میلیون ها تن از آنها به اعتیاد روی آورده اند.

جامعه ای که حکومتش قرق در فساد است. دزدی های سران مملکت زبان زد خواص و عام است.

جامعه ای که صنعتش در حال نابودی و روستاهایش در حال ویرانی است هر ساله چند صد هزار تن آواره شهر ها می شوند.

جامعه ای که حتی طبیعت به فقان آمده است مزارع، رودخانه ها دریاچه ها و جنگل ها در حال نابودی هستند. روزانه چند هزار نفر در اثر بیماری های ناشی از آلودگی هوا در شهرهای بزرگ از بین می روند.

این است جامعه ای که مظهر عقب ماندگی و خرافه مذهبی در منطقه و جهان است. سرنگون باد رژیم خوناشام جمهوری اسلامی زنده باد آزادی و دمکراسی

خیزشها ماهیت ضد غربی ندارد.

در حال حاضر سخنگویان رژیم تهران می کوشند خیزش عمومی در کشورهای عربی را نوعی جنبش ضد آمریکای و به طور کلی ضد غربی را جلوه دهند و چنین وانمود سازند که به سبب غرب ستیزی و امریکا ستیزی که از خصلت های اصلی انقلاب اسلامی و نظام بر آمده از آن است. دلیلی بر سرایت ان به ایران وجود ندارد. بر خلاف تبلیغات رایج در کشورمان که تلاش می کند این جنبش ها را حرکت های ضد آمریکایی ضد غربی در سیاست خارجی ایران بدانند. من معتقدم این جنبشها هیچ ارتباطی به ایدئولوژی حاکم بر سیاست خارجی ایران ندارد.

مردم ایران در این جنبشها که از ماه های پایانی سال گذشته در تونس مصر لیبی یمن سوریه و دیگر کشورهای غربی به راه افتاد و همچنان ادامه دارد به دنبال آزادی و انتخابات آزاد هستند آنها دنبال این هستند که حکومتهایی که در این کشورها بر سر کار بیآورند که آمدن و رفتن این نوع حکومت به خواست و اراده مردم باشد. حکومت هایی که در مقابل مردم پاسخگو و انتقاد پذیر باشند حکومت های که حقوق شهروندی مردم خود را رعایت کنند و خود را بالاتر از دیگران ندانند. مردم این کشورها خواهان حاکمیت قانون هستند. و می خواهند حکومتی در کشورشان بر سر کار باشد که مسئول و پاسخگو باشد و حدود و اختیارات وظایفش مطابق قانون باشد. این خواسته ها تمام آن چیزی است که مردم و مسلمانان این کشورها سالها و قرنها از آن محروم بودند.

می نشینیم بانتظار روز رهائی روز نجات و زندگی دوباره برای تولد دیگر برای ایران و ایرانی

/ ژانویه 2012 رضا موذنی

بعد از سالیان دراز خدمت پاک و صادقانه ام در ارتش شاهنشاهی ایران امروز به آرزوی ذره ای آزادگی و آزادی مجبور به ترک وطنم ایران شده ام وطنم که در معیار تمامی اعتقادات و ایمان من و امثال من آورده کم شمار نیستند. چون من در ارتش بودم می فهمم ارتش ما به چه روز افتاده است ارتشی که مجبور است برای مقوا پا جفت کند به نظرم این ارتش باید قیام کند کاری با نظام پلاستیکی و امام مقوائی و حکومت کشکی آن ندارم کل جنس نظام از خاکستر سوختن فرهنگ و تمدن ایران ساخته شده. و باید ایرانی نو و آباد را از خاکستر این ویرانه سیاه دینی بر کشیم. سخن من از ارتش ایران است ارتشی که از نامدارترین ارتش جهان بوده 33 سال پیش سید خمینی با پوست و گوشت خون روی هوشیاری همه روشنفکران ما پا به ایران گذاشت. حالا مجسمه مقوائی جایگاه او را حتی نزد وارسانش آشکار می کند. سید مقوا که به گفته بعضی از روشنفکران که جایش در موزه است حال جای بهتر از انبار کاغذ پاره پیدا نمی کند. و این سرنوشت مردی است که به آرزوها و امیدهای یک ملت سر افراز خیانت کرد و یک هیچی دیگر پس از 33 سال نصیبش شد. آقا هیچی نبود حتی مقوایش نیز بیش از چند سال تحمل نمیکند و به انبار کاغذ پاره ها می سپارند. چون در مقاله ام از روشنفکران سخن به میان آورده شد بهتر است نامی از چند روشنفکر زمان انقلاب یعنی 57 یاد کنم. 1. یکی از این روشنفکران آقای سنجابی در دیدار با مردی که خود مولای علی است سخن میگفت.2 . بدر کیا نوری لنین را پیرو خط امام میدانست. 3. رجوی پدر پدر کنان خواستار نابودی ارتش و بر پائی سپاه خلقی . ک.تاه کردن دست مستشاران آمریکائی و مبارزه با امپریالیسم های خائن می شد جالب اینکه وقتی دولت موقت تشکیل شد همه اعضایش کرواتی و تحصیل کردگان سرشناس در بهترین دانشگاهای داخلی و خارجی بودند.تمام قوانین ارزشمند کشور در گستره دستگاه قضائی و آموزش و پرورش و فرهنگ و هنر و رادیو تلویزیون و مطبوعات و ورزش به دست حکام شرع از نوع خلخالی دیوانه مجنون یا سعید مرتضوی و قاضی رهنوی و محمد گیلانی و موسوی خوئینی و موسوی اردبیلی و موسوی تبریزی و ری شهری جای قضات آزاده و دانشمند و وکلای سر شناس را گرفتند در نظام آموزش و پرورش و دانشگاه و نیز با تسویه حسابهای خونی و اخراج استادان و دانشجویان دیگر اندیش خمینی کوشید. نظام آموزشی مورد نظر خود را پیاده کند. خدمت یگانگی حوزه و دانشگاه فقط یک شعار نبود کوشیدند پیاده پیش کنند.  موسوی اردبیلی در همان آغاز انقلاب گفته بود ما 3 وظیفه عمده داریم اول محاکم شرعیه را احیا کنیم دوم نظام مکتب خانه  را بر جای نظام آموزشی رضا خانی بر قرار سازیم سوم زنان را به جای واقعیشان در اسلام باز گردانیم. خانم خبرنگاری به درستی گریبان سید را گرفته گفت زنی دردمند به شکوه به متوسل شده که ای آقا ای ولی امر مسلمین شوهر بنده مرا و بچه هایم زندانی کرده و نمی گذارد دخترم به مدرسه برود. مشاهده تلویزیون را برای من و بچه ها ممنوع کرده به دادم برسین که چه کنم آقا در جواب گفت از توقعات خود بکاهید و به زندگی ادامه بدهید وقتی رهبر رژیم چنین می گئید از بقیه چه انتظاری می توان داشت. 

رضا موذنی گوتنبرگ سوئد

آشفتگی و سوء مدیریت در همه ارگانها مردم نجیب ایران باید تا کی تاوان سوء مدیریتهای شما بی لیاقتها و احمقها را بدهند. درود بر همه دانشجویان با شرفی که هیچوقت باجی به این مدیر نماها نمی دهند چند نمونه از سوء مدیریت در جامعه کنونی ایران 1. ورزش در همه رشته ها کثیف شده 2. سکه و دلار کثیف تر 3. ترور و جنایت شده کارشان 4. داروی خاص بیماران را ندارند بدهند. 5. اساتید و روشنفکران که در زندان هستند 6. اع…تیاد و فقر فحشا را رواج دادند. 7. خانه سینما گران را منحل کردند دروغ و فساد و رشوه خواری و جنایت را رواج دادند. 8. مایحتاج مسکن ایران را گران کردند. کارخانه و صنایع و کارگران با بحران دست و پنجه نرم می کنند. هواپیمای مسافربریشان از رده خارج همه جا با تخیر پرواز می کنند. 9. آلودگی و لجن مملکت را برداشته تعرفه آب برق گاز تلفن و موبایل سر به فلک گذاشته. 10. مایحتاج مردم و کرایه گرانتر می شود. دروغگوی و ربا خواری را رواج دادند. فارغ التحصیل ان بیکار و افسرده شدند. ای آخوند ملعون قاتل واقعاً به چه شرف هنری که نداری مینازی. حال مردم از شما مدیران نالایق به هم می خورد بس دیگه ریاکاری مردم کورش کبیر با آموزهای زرتشت بزرگ را باید فاتحش را خواند. این بود چند نمونه از سوء مدیریت در جامعه کنونی ما ایران نابود باد رژیم دیکتاتوری آخوندی. رضا موذنی گوتنبرگ سوئد