Misstro Oss Inte

Just another WordPress site

Armin Najafali

زن در قانون جمهوری اسلامی ایران
جمهوری اسلامی ایران بر اساس اصول و مبانی دینی تدوین شده است. جایگاه و حقوق زنان بر اساس معیارهای دینی و اصولی در نظر گرفته شده است . پس از پیروزی انقلاب وضعیت زنان به تناسب ایدئولوژی که حاکمیت جدید مبتنی بر آن بود، نه تنها پیشرفت قابل توجهی نداشت بلکه در بسیاری از زمینه ها دچار پس رفت شد. با به قدرت رسیدن روحانیون و اجرا شدن قو انین اسلامی «زنان» همان حقوق اندکی را که در زمان سلطنت پهلوی بدست آورده بودند از دست دادند. زنان در بسیاری از عرصه های زندگی خصوصی و حیات اجتماعی با مشکلات و معضلات فراوان روبرو گردیدند. انقلاب اسلامی زنان را از تعاریف و تفاسیر استقلال،آزادیبخشی و آزادی کنار می گذارد و یا به حاشیه می راند. زنان ایرانی بیش از آنکه فرد مستقل اجتماعی باشند مادر، خواهر، همسر و دختر این و آن مرد است و حضورش در فضای بیرون از خانه اما و اگر دارد. زنان به دلیل نابرابری قانون ستم بیشتری را متحمل می‌شوند. مرد بطور طبیعی «سرپرست»است و صاحب قدرت اصلی در خانه ، جامعه ، اقتصاد ، سیاست و دستگاه قضایی.
از تبعیض در قانون جمهوری اسلامی بین مرد و زن به وضوح می توان دریافت که تعیین حدود و مرز های حقوق زن در شرایط امروزی جامعه ایران بیشتر تحت تاثیر فقهای طرفدار دیدگاه سنتی و افراطیون است و دست قانون گذار را برای تبعیض میان زنان و مردان را باز می گذارد تا از دیدگاه سنتی پیروی کند. حجاب اجباری در این میان شاید نهادین ترین و ملموس ترین تبعیض ، خشونت و ستمی باشد که زنان هر روز با آن سرو کار دارند و با آن تحقیر می شوند. آنها بجای درک انسانی جامعه در حال دگردسی پیشرفت ها در حوزه زنان را سوغات غرب و نتیجه نفوذ فرهنگی غرب می دانستند و می دانند. در این نگاه بدن زن می تواند او را به موجود شیطانی تبدیل کند که مردان را می فریبد و پای آن را به گناه و عذاب الهی می گشتید .بدین گونه است که مرد دارای حق مالکیت بر بدن زن می شود و اوست که باید زن را مانند شییی خصوصی و کالای فریبنده از چشم «نامحرم» دور سازد و در پناه خود بگیرد. جمهوری اسلامی می خواهد به نام نظم دین صاحب بدن زن باشد ‌سلطه بر بدن زن بخشی از اعمال قدرت او در سطح جامعه است. ارتکاب خشونت و اغلب قتل زنان یک خانواده به دست مردان خویشاوندخود نمو‌ه ای است از روابط قدرت نابرابر میان مردان وزنان. خشونت علیه زنان رفتاری است که با هدف آسیب رساندن با اشکال مختلف جسمی ، روحی ، روانی و ممانعت از پیشرفتهای شغلی و ارتقای توانایی های آنها که از حوزه فعالیتهای اجتماعی دور کرده و محدود به خانواده کرده. در خانواده زنان و کودکان به عنوان قربانیان اصلی و مردان به عنوان افراد خاطی قید می شوند. و مرد سالاری عامل اساس خشونت علیه زنان می باشد . حکومت اسلامی ایران با قوانین تبعیض امیز این گونه رفتارهای خشونت بار علیه زنان را شدت بخشیده . بطور مثال سن مسولیت دختران را ۹ سال در نظر گرفته و یا مردان را مجاز به ازدواج موقت میدارد خود عامل خشونت علیه زنان به حساب می آیند. خشونت خانگی از سوی نزدیکان ذکور معمولا شوهر ، پدر و برادر …که خود را قیوم و صاحب اختیار زن می دانند علیه زنان اعمال می گردد. کافی است که گمان برده شود او ابرو و شرف خانواده را بر باد داده است. متاسفانه سیاست قضایی جمهوری اسلامی ایران در قتل های ناموسی متناقض است و به دیدگاه قاضی بستگی دارد که در بسیار موارد قاتل آزاد می‌شود یا در کمیسیونهای عفو مورد عف قرار می گیرد. در قوانین مدنی ایران بویژه آنچه مربوط به خانواده می‌شود نابرابری میان زن و مرد اصل است. پا فشاری برای تفکیک سازی جنسیتی در آموزش ، محیط کار ،جامعه و مسابقات ورزشی هم بخشی از سیاستی است که به بهانه شرعی تلاش می‌کند از الگوی زن مسلمان پاسداری کند. متاسفانه در قوانین جزایی و نظام قضایی ایران نیز کفه ترازو به سود مردان سنگینی می‌کند.
باشد تا روزی ایرانی آزاد و برابر بسازیم.
آرمین نجفعلی

Category: News