Misstro Oss Inte

Just another WordPress site

Sarah Sadeghi

بی‌ارزش بودن جان شهروندان ایرانی نزد حکومت فاسد جمهوری اسلامی ایران

جمهوری اسلامی در تمام عمر چهل و یک ساله خود نشان داده است شهروندانش هرگز برایش هیچ ارزش و اعتباری نداشته اند.
وقتی از اول شکل گیری این نظام بررسی میکنیم، تا به امروز این ارزش و حقوق شهروندی مردم ایران کم و کمتر شده و این روزها شاهد اوجگیری آن هستیم.

تنها یک نمونه قابل اشاره از این دست در رابطه با هواپیمای اوکراینی، نه تنها هواپیمایی را که اکثر سرنشینان آن ایرانی بودند با شلیک دو موشک ساقط میکنند بلکه بعد از آن سه روز پنهانکاری میکنند و دروغ میگویند و بدون عذرخواهی یا نشانی از تاسف از فردای آن روز برمیگردند به پروپوگاندای ساخته خودشان مبنی بر اینکه کار آنها و مواجهه با آمریکا و حمله به مواضع آمریکا بسیار مهمتر بوده است.

حال نگاهی می‌اندازیم به نقش آنها در شکنجه روحی و روانی بازماندگان به اینصورت که با بعضی از خانواده های قربانیان دیدار کرده‌اند و دوربین و میکروفون صدا و سیمای جمهوری اسلامی را با خود برده‌اند تا خانواده‌ها بنشینند و بگویند که نسبت به مقام معظم رهبری خیلی هم سپاسگزارند! و بعد از آن دولت ادعا میکند که عاملین این جنایت تقاص پس میدهند و ما حق قربانیان را میگیریم اما قربانیان را خود آنها کشته‌اند و حالا اینکه حقشان را از چه کسی میخواهند بگیرند معلوم نیست.

و از طرف دیگر شروع به تهدید خانواده هایی کردند که راضی نشدند به صدا و سیما بیایند پس تهدیدشان کردند که پیکرهای عزیزانشان را به آنها نمیدهند و یا اینکه حق صحبت با هیچ رسانه‌ای را ندارند.
حکومتی که ذره ای احساس همدردی ندارد با کسانی که عزیزان خود را به فجیعترین شکل ممکن از دست داده‌اند، هرگز مردم برایش ارزشی نداشته و نخواهند داشت. مگر در جایی که بخواهد از آنها در جایی سواستفاده کند.

توییت حامد اسماعیلیون:

“‏جواد ظریف!
شنیده ام مشغول مذاکره ای و خون بها می دهی. خواستم ببینم بچه ها را چند حساب کردی. ری رای من چند؟ چشم های او چند؟ خنده های او چند؟”

حامد اسماعیلیون سخنگوی بنیاد خانواده‌های جانباختگان هواپیمای اوکراینی که با شلیک مستقیم و عمدی موشک‌های سپاه پاسداران ساقط شد، در جواب پیشنهاد محرمانه جمهوری اسلامی به اوکراین بر سر پرواز ۷۵۲ توییت بالا را زد و خطاب به جواد ظریف اعتراض خود را اینچنین بیان کرد.

اخیرا در رسانه ها افشا شد که جمهوری اسلامی، به دنبال امضای یادداشت‌تفاهمی با دولت اوکراین در مورد پرونده سرنگونی پرواز ۷۵۲ در نزدیکی تهران است.

امروز آن نقطه‌ایست که مردم به این درک برسند که هرگز این حاکمیت، نه تنها اصولگرایان بلکه اصلاح‌طلبان نیز هیچ ارزشی برای حقوق شهروندی ایرانیان نداشته‌اند و این همان نقطه ایست که مردم باید حسابشان را از حاکمیت و رژیم فاسد جمهوری اسلامی جدا کنند و درصدد مبارزه و دادخواهی برآیند.

سارا صادقی

Shahab Mehregan

چگونه می‌شود مردم کشوری مانند ایران با پیشینه تاریخی بسیار کهن، آداب و رسوم وادیان گوناگون، اقوام مختلف ،گویش‌ها و زبان‌های متفاوت، در برهه‌ای از زمان به یکباره تصمیم به زیر و رو کردن بنیان کشور خود کند؟
ظلم ؟
فقر ؟
خفقان سیاسی ؟
مسائل اجتماعی فرهنگی ؟
درگیریهای قومی ؟
یا مسائل دینی و عقیدتی ؟
می‌توان گفت مجموعه‌ای از عوامل بالا و فقر  دانش سیاسی و اجتماعی و دخالت‌ ابرقدرت‌های دنیا باعث دگرگونی و تغییر رژیم در ایران شد .
پس از بهمن ماه هزاروسیصدوپنجاه و هفت با تغییر رژیم ایران از پادشاهی به جمهوری آخوندی دیکتاتوری اسلامی ، اکثر مردم ایران همواره با این رژیم در حال ستیز و جنگ هستند و آن را به رسمیت نمی شناسند .
چرا که از بدو تولد ،این جمهوری ننگین بنیان آن با اسلام  دروغین وفریب مردم بیسواد نهاده شد .
خشت اول  این بود ، اسلام شیعی را به رسمیت کشوری رساندند  که این کشور رنگین کمانی از ادیان است .
خشت دوم خطایی که تکرار شد این بود که دوباره کشور محکوم به تک حزبی و آن حزب الله شد.
مذهب رسمی اسلام شیعی وحزبِ الله جایی برای دیگر ادیان و دیگر احزاب نمیگذارد .
با تعیین قانون اساسی که بر طبق دین مبین اسلام ، دیگر ادیان نادیده گرفته شد و ظلم و ستم به دیندارانی غیر از مسلمان روا داشته شد.
همه این عوامل خواسته یا ناخواسته دست به دست هم داد تا حکومت #جمهوریدیکتاتوریاسلامی پدید آید.
روحانیون گرسنه مذهبیون افراطی پُست‌های دولتی و غیردولتی را قبضه کردند زنان با حجاب اجباری خانه نشین و بی کار شدند.
قانون اسلامی دست و پای مردم را همه جوره بست و همین امر باعث کوچ تعدادی از ایرانیان شد.
نوازندگان،خوانندگان زن و مرد ،هنرمندان زن و مرد،مذهبیون غیر از دل اسلام الاالخصوص بهاییان که اکثر آنان کشته میشدند.
هنوز مردم با رژیم دیکتاتوری اسلامی دست به گریبان بودند که بعد از دوسال جنگ آغاز شد.
با شروع جنگ ایران و عراق کوچ و فرار از برای حفظ جان شدت گرفت.
هزاران نفر بی گناه در این جنگ ازبین رفتند و خسارتهای جبران ناپذیری به بار آمد مردم آواره شدند چرا که جنگ میلیاردها دلار خسارت و خرابی به بار آورده بود.
پس از هشت سال جنگ تمام شد و خرابی‌ها و کشته های خود را به جا گذاشت اما همچنان فضای ایران برای نفس کشیدن تنگ بود و با غمی مضاعف.
خفقان سیاسی، فقر مالی رو به پیشرفت ،دزدی و اختلاس، فرهنگ اسلامی همراه با خرافات هر روز در مدارس و دانشگاه تزریق می شود.
دانشجویان هرگاه اعتراض کنند در دانشگاهها و خوابگاههایشان به خاک و خون کشیده می‌شوند، موقع رای دادن با وجود مجلس خبرگان رای تو و من هیچ ارزشی ندارد چرا که از قبل نماینده اصلح یا رئیس جمهور منتصب انتخاب شده و رای شما برای رسمیت بخشیدن به نظام میباشد ، اگر اعتراضی هم کنی ماجراهای شورش هشتادوهشت و قتل ندا آقا سلطانها و هزاران جوان بیگناه دیگر بوجود می آید.
ورشکستگی اقتصادی بابت مدیران نا کارآمد و نا لایق،تحریم اقتصادی ،فضای سیاسی مسموم ،بازار آشفته و دولت  بی لیاقت و از همه بدتر آخوند بی لیاقتی به نام رهبر چهل ویک سال است زندگی را برای مردم ایران تلخ تر از زهر کرده.
بی کاری ، گرسنگی و خفقان سیاسی، زندان ،شکنجه ،اعدام  جان را به لب میرساند و رفتن را به ماندن ترجیح میدهی.
به عنوان یک فعال سیاسی پناه میبری به کشوری که جانت در خطر نباشد.
به عنوان یک زن آزاده پناه می بری به کشور آزادی که بتوانی آزاده باشی و پوشش خودت را به دلخواه انتخاب کنی. به جایی که حجاب میزان سنجش عفتت نباشد.
به عنوان یک انسان دیندار  به جایی میروی که دینت را نپرسند، دین اسلام را برتر نمی دانند تو را گناه کار نمی دانند برای ستایش خدایی غیر از الله و  بی‌دینی و بی خداییت سزاوار مرگ و حکم مرتد  به تو نمی دهند.
به امید روزی که هیچ کوچ اجباری و فراری در هیچ کجای دنیا نداشته باشیم و صلح و آزادی در سراسر جهان برقرار  شود.
شهاب مهرگان
چهارم اردیبهشت هزارو سیصدونودونه

Bahareh Siahmansouri

من بهار هستم ، بهاری که در ایران نتوانست طعم بهاران آزادی را هیچ وقت نچشیدم ، زیرا از زمانی که خود راشناختم مورد نکوهش و سرزنش جامعه زن ستیز کشوری که روزی زن و مرد در ان برابر بودن قرار گرفتم که این خود شرچشمه از نظامی که با شورشی سازمان یافته شکا گرفته بود شروع شد . زندگی زنان ایران در چهل و یک سال اخر دست خوش دگرگونی های وحشتناک و فاجعه امیز تبعیض جنسیتی قرار گرفته که البته این مختص زنان نیست ، در شورش ۵۷ ایران دست خوش بیشترین صدمات قرار گرفت که چندین نسل را به سوی تباهی کشاند. در این این سالها ایران زیبای ما به ویرانه ای تبدیل شده، تمام منابع ایران نابود شد، محیط زیست ایران به تاراج رفت و منبعی برای درآمد زدایی آقازاده ها قرار گرفت. دسته دسته جوانان،زنان و مردان محکوم به زندان و اعدام شدند. جامعه ایران با معضل کولبرها، کودکان کار، سن فحشای دختران به زیر ۱۴ سال، گورهای دسته جمعی، اسید پاشی به بانوان ، تجاوز به دختران محکوم به اعدام و…. روبرو شد، که این خود بیانگر جنایات یک رژیم دیکتاتوریست. مردان سیاسی که هیچ اطلاعی از سیاست و جهان بینی ندارند و فقط برای پُر کردن جیب خود و نابودی کشور کمر همت بسته اند. رژیمی که خود را یک نظام مردم سالاری نامیده هیچ بویی از انسانیت نبرده و ملاک حکومت خود را بر مبنای مذهبی که خود با چپاول و کشتار ایران را به زیر یوغ بندگی کشیده قرار داده است، استوار کرده. من به عنوان یک بانوی ایرانی که به هیچ عنوان این نظام و روش حکومتشان را به رسمیت نمیشناسم اذعان میدارم که از حامی مردم ستم دیده کشورم هستم و تنفر خود را از رژیم اسلامی اخوندی اعلام میکنم.
بهاره سیاه منصوری

Narges Alidoust Jalali

من نرگس جلالی میخواهم در رابطه با زنان و مادران، پیشتاز در سرنگونی جمهوری اسلامی مروری داشته باشم بر یکسالی که گذشتنگاهی به روند طی شده یکسال گذشته در فضای سیاسی ایران نشان میدهد، جنبش سرنگونی جمهوری اسلامی پیشروی چشمگیری داشته و زنان در این پیشروی نقش برجسته، پررنگ، سازمانده و تعیین کننده ای داشته اند.

بخش دوم؛ خیزش آبان ۹۸

حضور زنان جوان سرنگونی طلب در اعتراضات شکل گرفته آبان ماه، بسیار پر رنگ بود. طوریکه زنان آغاز کننده موج عظیم اعتراضی علیه گرانتر شدن بنزین بودند. روز پنجشنبه ۲۳ آبان ۹۸، اولین اعتراض به گرانتر شدن بنزین توسط یک زن جوان در مقابل پمپ بنزین حیدرآباد کرج صورت گرفت و همه را به اعتراضات سراسری علیه گرانی و فشارهای اقتصادی دعوت کرد.

در دل اعتراضات سراسری آبانماه نیز حضور زنان پیشرو، در رادیکالیزه تر شدن اعتراضات تاثیر چشمگیری داشت. زنی که روی پل عابر پیاده، همچون یک سخنگوی جنبش سرنگونی، علیه خامنه ای و کلیت جمهوری اسلامی با فریاد “مرگ بر تو خامنه ای”، سخنرانی میکرد، توجه های بسیاری را به خود جلب کرد و تاثیر قابل توجهی در روحیه اعتراضی علیه خامنه ای و جمهوری اسلامی در اعتراضات سراسری گذاشت.

هشت مارس روز جهانی زن امسال در حالی فرا میرسد که زنان صدف مقدم اعتراضات در مسیر سرنگونی حکومت زن ستیز و دزدسالار اسلامی بوده اند. نیمی از جامعه که توسط قوانین اسلامی و دستگاه اجرایی و قضایی همواره سرکوب شده اند، در طی چهاردهه گذشته به نیروهای محرکه و نقاط عطف جنبش سرنگونی جمهوری اسلامی تبدیل شده اند.

هشت مارس امسال بار دیگر فراخوان به دادخواهی و کیفرخواست زنان، مادران و خانواده های داغدیده علیه چهار دهه شکنجه، خشونت و جنایتهای سازماندهی شده حکومتی علیه زنان میدهیم.

با امید به آگاهی تمام اقشار جامعه و خیزش سرنگونی رژیم دیکتاتوری آخوندی حاکم بر ایران

نرگس علیدوست جلالی

Hadi Naderipour

No to the dictatorial regime of the Islamic Republic.
I believe that no matter how forgiving a person is, he/ she cannot be apathetic to the crimes of the Islamic Republic of Iran to different sections of the people, whether political or religious, and turn a blind eye to the crimes of this regime for 40 years.
The day after the victory of the Revolution of 1978, the regime established its base on the basis of the Islam and religion and used all its external and internal resources to maintain the system.
The regime that irrigated the foundations of their domination with the blood of the youth of in 70’s and continues to this day. Unfortunately, instead of hearing the voices of the people, they answer them with execution, bullets and imprisonment.
Unfortunately, Iran has done the most oppression to religious minorities, including Christians and imprisoned or executed them, and even destroyed many Christian churches and cemeteries in Iran. This is because of the fear that has crept into the regime and now most Iranians have heard the voice of Jesus and the message of their God and turned to house churches to receive salvation.
I wish we could get rid of this regime without conflict and bloodshed and had a free Iran. But Seyyed Ali Khamenei has shown that he will not give up war and bloodshed until the last moment of his life. He is thirsty for blood and loves the blood of Iranian people and he is not afraid that his name will be registered in the world along with other dictators such as Hitler, Stalin, Saddam, etc.
I am heartbroken by all this injustice in Iran. I do not think that we can leave the Islamic Republic behind without war and bloodshed but only…
We are facing a bitter reality, because the super leader of Iran has no doubt for a moment about the sanctity of the path ahead (we can refer to the statement of 14 people who wrote a letter to him and all of them are currently in prison).
There is no doubt in the holy matter that Seyyed Ali Khamenei is trying to preserve this holy regime and system in any way and this is his biggest task. The order is from higher, higher than the clouds, higher than the skies. We are too small to disrupt it! Because the one who holds a gun does not respect human and human values. The only weapon of the Iranian people is to pray and wait for a miracle from God!
I am very upset about this sensitive historical period of my land, Iran.  I think of the extraordinary force whose existence is necessary in the land of Iran. To touch the hearts of the people and politicians of Iran and the world so that all people can achieve freedom and peace and have a world without borders. I want we have a world full of peace and freedom together and live together in peace and freedom.
Hadi Naderipour
نه به رژیم جمهوری اسلامی
باور دارم انسان هرچقدر هم باگذشت باشد نمیتونه در مورد جنایت و گشتارحکومت دیکتاتوری جمهوری اسلامی که در این 40 سال به مردم ایران چه از قشر سیاسی و مذهبی و آزادیخواه انجام داده است چشمهای خود را بست . رژیم از فردای پیروزی انقلاب  در سال ۵٧ مبنای حکومت خود را بر پایه نظام مذهبی و اسلامی قرار داد و از همه منابع داخلی و خارجی خود استفاده کرد تا این نظام را حفظ و نگهداری کند .
رژیمی که پایه واصولش را با خون جوانان وطن در دهه ی 60 آبیاری کرد و تا به امروز ادامه دارد و شاهد آن هستیم در اعتراضات مختلف در سالهای 68 و 88 و 98 و… که هنور هم ادامه دارد. متاسفانه بجای گوش دادن و شنیدن صدای مردم ، جواب آنها را با گلوله و اعدام و زندان پاسخ میدهند . متاسفانه بیشترین ظلم و ستم را به اقلیتهای مذهبی  از جمله مسیحیان ایران انجام داده که زندانی یا اعدام و یا به قتل رسانده است و حتی باعث  تخریب کلیسا و قبرستان مسیحیان شده اند و این از ترسی هست که  درون نظام افتاده،چون در حال حاضر بیشتر مردم ایران صدای مسیح و بشارت خداوند را شنیده به کلیساهای خانگی روی آورده اند تا نجات را دریافت کنند. و ای کاش میشد بدون درگیری و خونریزی از شر این نظام خلاص شد و ایرانی آزاد داشت . ولی سید علی خامنه ای نشان داده است که تا آخرین لحظه ی حیاتش، از سرکوب و خونریزی دست نخواهد کشید.
او تشنه ی خون است. خون جوانان ایران زمین را دوست دارد. و از اینکه نامش در تاریخ همچون دیکتاتورهای دیگر مثل چنگیز، هیتلر ، استالین، صدام و … ، در ردیف خون آشام ثبت شود، ابا و واهمه ای ندارد. دلم گرفته از این همه بی عدالتی در ایران هر چه میاندیشم آیا راهی وجود دارد که بدون آنکه خونی ریخته شود میتوانیم جمهوری اسلامی را پشت سر گذاریم راه به جایی نمیبرم اما فقط….
در برابر واقعیت تلخی قرار گرفته ایم.
تلخ ترین واقعیت زندگی بشری چرا که رهبر ایران لحظه ای به قداست خود و راهی که پیش رو گرفته، تردید ندارد.(به بیانیه ١۴ نفر که برای اون نوشته آمد میشود اشاره کرد که همه آنها در زندان هستند.)
در امر قدسی، هیچ جای تردید نیست و حفظ این نظام رژیم، به هر نحوه ی ممکن، قدسی ترین امر و وظیفه ای ست که بر دوش سید علی خامنه ای قرار گرفته است.
دستور از بالاست… بالاتر از ابرها… بالاتر از آسمانها… ما کوچکتر از آنیم که بخواهیم در این امر قدسی، خللی وارد کنیم؛
چرا که آنکه اسلحه در دست دارد، پشیزی برای درخواستهای بشری، ارزشی قائل نیست.و تنها اسلحه مردم ایران دعا کردن و منتظر معجزه خداوند بودن هست.
من دلم گرفته در این دوران حساس از تاریخ ایران زمین، من به شخصی فکر میکنم که گویا وجودش بر عرصه زمین و ایران لازم است و اون خداوندم عیسی مسیح است تا قلب مردم و سیاستمداران ایران و جهان را لمس کند تا به صلح و آرامش و آزادی برسیم و دنیای بدون مرز داشته باشیم تا در کنار هم زمینی پاکیزه و زیبا داشته باشیم..
هادی نادری پور

Sarah Sadeghi

امروزِ روز در سرتاسر دنیا دولت ها و ملت ها در صدد پایان دادن به خشونت علیه زنان هستند اما وجه تمایز جمهوری اسلامی ایران با سایر جوامع دنیا در این است که مسئله خشونت علیه زنان در ایران در سایه حاکمیت کاملا قانونی است و در نهادهای دولتی و اجرایی و همچنین در دستگاه قضا در طی سالهای طولانی عمر بلند مدت جمهوری اسلامی کاملا نهادینه شده است.
نمونه هایی از این دست عبارتند از: الزام تمکین زن به شوهر، نداشتن حق طلاق، و حضانت فرزند، نداشتن حق خروج از کشور و دارا بودن گذرنامه بدون اجازه همسر ، عدم حق قانونی انتخاب روابط فردی و اجتماعی، حجاب اجباری، ممنوعیت ورود زنان به برخی اماکن عمومی مانند استادیومها، نداشتن اجازه حق عبور و مرور با برخی وسایل نقلیه از جمله دوچرخه و موتورسیکلت، نداشتن حق آوازخوانی و رقص… و به طور کلی تبعیضات قانونی علیه زنان به جرم جنس دوم بودن.
تمام موارد فوق مصادیق بارز خشونت علیه زنان در حکومت زن ستیز جمهوری اسلامی به حساب می آید.
در تمام قوانین جمهوری اسلامی ایران که بنیان آن بر اساس قوانین دین اسلام پایه گذاری شده است، هرگز به زن به به عنوان جنس و فرد محق در جامعه نگاه نمیشود بلکه او مانند برده ای اسیر در چنگال حاکمیت و فرهنگ مردسالار مورد خشونت و تجاوز
قرار میگیرد.
جمهوری ضد زن اسلامی ایران از طریق رسانه‌های حکومتی، نهادهای اجرایی و قضایی خشونتگر و ناحقی های قانونی علیه وجود زن و تمام حقوقش، خشونت علیه زنان را اعمال میکند که همین باعث میشود تا شرایط برای خشونتهای جسمی و روحی و روانی در سطح خشونتهای خانگی و خیابانی به شدت مهیا میشود.
در همان روز های اول روی کار آمدن جمهوری اسلامی قوانینی را وضع کرده کاملا نرینه سالار که به وسیله همین قوانین زنان سالهای سال از شکل گیری این حکومت مستبد و ننگین تحت ظلم و سرکوب بوده اند. همین قوانین ضدزن مانند اهرمی محکم و قوی عامل اصلی خشونت علیه زنان بوده و خواهد بود. حتی در جزئی ترین بندهای قوانین اسلامی نظام جمهوری اسلامی ایران زن ستیزی حاکمان اسلامی به صورت آشکار و علنی دیده میشود.
من سارا صادقی، به عنوان زنی خشونت دیده که سالها در کشور ایران تحت شکنجه و خشونت چه از جانب حاکمیت چه از جانب مردانی که زیر سایه قانون شریعت همواره ظلم و زور بر من روا می داشته اند، از تمام مردم سرزمینم به خصوص زنان و دختران سرزمینم درخواست میکنم سکوت نکنند و از پا ننشینند و در مقابل این رژیم مستبد و سرکوبگر به پا خیزند و همیشه بر این باورم که انقلاب بعدی ایران یک انقلاب زنانه خواهد بود.

Arash Ahmadi Joyari

اعتراضات مردمی ایران
این روزها شاهد اعتراضات گسترده هموطنانمان در داخل ایران هستیم براستی دلیل اوضاع بد اقتصادی و اجتماعی ایران چیست؟ در آغاز انقلاب اسلامی در سال ۵۷ وبا هدف نشان دادن اینکه اسلام دین سیاست و حکومت است و با بکارگیری تمام پتانسیلها و منابع ایران در مسیر اهداف و ارکان اسلامی ما امروزه شاهد شکست جمهوری اسلامی در اکثر حوزه ها هستیم و رژیم اسلامی سعی دارد تمام تقصیرها و بهرانها را به گردن آمریکا بیندازد،براستی دلیل تمام این مشکلات چیست؟ وجود رضایت نسبی در جامعه به دو عامل کیفیت زندگی و سبک زندگی بستگی دارد مؤلفه های مادی در کیفیت زندگی مانند توسعه اقتصادی و تولید در کنار مؤلفه های غیر مادی مانند کار ، بهداشت، محیط زیست، آزادی و اتحاد مورد بررسی قرار میگیرد با یک نگاه اجمالی به شرایط موجودمی توان براحتی به کیفیت زندگی در مورد مردم ایران پی برد وبا تفکر شرایط فرهنگی موجود و هنجارهای پیدا و پنهان آن و در نهایت رفتارهای مردم ایران براحتی شاهد عدم توانایی فقه شیعه و اسلام در متناسب ساختن مدرنیته با سبک زندگی مردم هستیم گذشته از تمامی اینها با وجود اقدامات سختگیرانه جمهوری اسلامی گرایش ایرانیان داخل و خارج کشور به مسیحیت به میزان قابل توجهی افزایش یافته که مهمترین دلیل آن تعلیمات مسیح و سه اصل بزرگ مسیحیت یعنی ایمان ،محبت،وامید میباشد که باعث گسترش کلیساهای خانگی که جمهوری اسلامی نام آنها را کلیساهای تبشیری یا مسیحیان تبشیری یا مسیحیان صهیونیستی نهاده وپیوسته در صددنابود کردن و مجازات آنها بوده است مجازاتهای سنگینی چون اعدام، زندان و تبعید. ما مسیحیان ایرانی با نظام حاکم در ایران مخالفیم ما خواستار آزادی اقلیتها بهبود شرایط زندگی امنیت شغلی و امنیت اجتماعی در ایران هستیم و هرگونه اجبار در زندگی اجتماعی و خصوصی شهروندان در غالب هر ئیدولوژی که باشد نه میگوییم.
آرش احمدی

Misstro Oss Inte supports Hör Vår Röst

On Thursday, February 13th a group of Iranian set up a tent and from 15th of February at 00:00 some of them started a hunger strike and the rest of them began a sit-down strike. They want to demonstrate against the Islamic Republic of Iran and the regimes brutal behavior with the Iranian people. They want to be the voice of all Iranian asylum seekers around the world and they are asking the European countries to support them.

Please show your support by signing their petition!

You can find them in Hör Vår Röst.

 

 

Pastor gick i god för konvertitens tro – Migrationsverket utelämnade vittnesmål

Strax innan jul fick en iransk konvertit avslag på sin asylansökan. Men pastorn som döpte honom i Sverige hävdar att Migrationsdomstolens återgivning av vittnesmålet är felaktigt.

”Jag vittnade om att jag träffade dig vid många tillfällen i kyrkans gemenskap, och att det i dessa möten och samtal blivit tydligt att du har en djup kristen övertygelse. … Domen återger också felaktigt vad de två samtalen handlat om i samband med dop/medlemskap. … Dessa samtal är något vi har med alla som vill låta sig bli döpt. Det är det slutgiltiga säkerställandet av det som vi sedan tidigare, i kyrkans gemenskap, har förstått. … Vi säkerställer att man har en egen personlig tro och en djup övertygelse.”

Sven Bengtsson avslutar med att konstatera att det är förvånande att Migrationsdomstolen kan dra slutsatsen att det inte har skett några djupare samtal ”när hela mitt vittnesmål handlar om att det är just det vi har haft”.

Arash Khosravi: “min klient har haft en utmärkt förmåga att berätta om sin personliga tro och kristendomens teoretiska del inför domstolen. Mot bakgrund av detta har två av nämndemännen bedömt att hans konvertering till kristendomen skett på genuin grund och att han därför riskerar att utsättas för förföljelse vid ett återvändande till Iran där konvertering från islam är förbjudet. Eftersom både min klients och Sven Bengtssons muntliga uppgifter är felaktigt återgivna i domen och domarna har varit djupt oeniga i sin bedömning av de muntliga uppgifter som har lämnats, så väcker det naturligtvis betänkligheter kring om domstolens avgörande uppfyller de rättssäkerhetskrav som ställs i svensk domstol på saklighet och objektivitet”.

Scores injured as security forces use unlawful force to crush protests

Verified video footage, photographs and testimonies from victims and eyewitnesses on the ground obtained by Amnesty International confirm that Iranian security forces used unlawful force against peaceful protesters who gathered across Iran following the authorities’ admission that they had shot down a Ukrainian passenger plane on 8 January.

The evidence indicates that on 11 and 12 January security forces fired pointed pellets from airguns, usually used for hunting, at peaceful protesters causing bleeding and painful injuries. Security forces also used rubber bullets, tear gas and pepper spray to disperse protesters as well as kicking and punching them, beating them with batons and carrying out arbitrary arrests.

“It is appalling that Iran’s security forces have violently crushed peaceful vigils and protests by people demanding justice for the 176 passengers killed on the plane and expressing their anger at the Iranian authorities’ initial cover-up,” said Philip Luther, Research and Advocacy Director for the Middle East and North Africa at Amnesty International.

“The use of unlawful force in the latest demonstrations is part of a long-standing pattern by Iranian security forces.”

Unlawful use of force

Testimonies and photographs obtained by Amnesty International indicate that security forces fired pointed pellets, causing painful wounds and requiring surgical treatment to remove the pellets, as well as injuries consistent with rubber bullet use. Such pellets are used for hunting small game and are completely inappropriate for use in any policing situation.

The organization’s Digital Verification Corps also verified dozens of videos showing security forces firing tear gas into crowds of peaceful protesters.

Security forces deployed on the streets, included the special forces of Iran’s police, paramilitary Basij and plain-clothes agents.

One of the videos verified by Amnesty International shows two women in Tehran lying injured and bleeding on the ground. In another video recorded nearby, a woman is seen lying on the ground in a pool of blood crying out in pain. The people helping them in the videos are heard saying they have been shot. Amnesty International has not been able to establish what type of ammunition was used to cause these injuries.

Another video shows a man with a bleeding head wound. Two X-rays obtained by Amnesty International clearly show pellets lodged in the knee joint of one protester and the ankle of another.

Amnesty International has also verified images of security forces carrying shotguns, but it is unclear what type of ammunition was loaded in them.

The organization has received messages from several injured protesters who shared photographs showing their wounds and said they did not seek hospital treatment to remove the pointed pellets that remain painfully lodged in their bodies, fearing arrest.

Security and intelligence forces are maintaining a heavy presence in some hospitals raising fears they plan to arrest patients. Amnesty International has also received information that security forces have tried to transfer some injured protesters to military hospitals. Some medical clinics and hospitals in Tehran have turned away injured people, telling them that, if the security and intelligence forces find out they were among the protesters, they will be arrested.

One man from Maali Abad in Shiraz, Fars province, who said he went to light a candle in solidarity with the plane crash victims on 12 January, said security forces outnumbered the crowd and created a “terrifying and intimidating atmosphere to frighten people away”.

“They were swearing at and beating everyone with batons all over their bodies, it didn’t matter if they were just passing by. It didn’t make any difference to them if they beat young or old, man or woman,” he said, adding that security forces also fired tear gas into the crowd. He was injured but did not seek hospital treatment for fear of arrest.

Another eyewitness, Mahsa from Tehran, described how security forces fired tear gas into the entrance hall of a metro station to stop people leaving to join the protest.

“There was so much tear gas… I was so mentally stressed and anxious that I initially didn’t even realize that I had been shot… The special forces of the police were firing pointed pellets at people. My coat is now filled with holes and I have bruises on my body… The streets were filled with armed plain-clothes agents firing shots into the air and threating to shoot people… A member of the security forces chased me when they saw me filming the protest and that’s when I was shot in the leg with a pointed pellet… I’m in a lot of pain,” she said.

Mahsa added that the authorities had threatened doctors and that she had been turned away by three medical centres and even a veterinary clinic where she sought treatment. On 14 January, she was told by a doctor in a hospital in Tehran that she had to leave the hospital immediately because, if the intelligence department (Herasat) of the hospital found out that she was among the protesters, she would be arrested.

“The situation in Iran right now is even more painful than death. They are killing us slowly; they are torturing us to death,” she said.

In several videos taken inside Shademan metro station in Tehran, people are heard saying that security forces fired tear gas inside the station. Tear gas canisters are indiscriminate and can result in serious injury and even death, especially when used in an enclosed space. They should only ever be used in a targeted response to specific acts of violence and never to disperse peaceful protesters. They must also never be used in a confined space.

In many cases the actions by the security forces violated the absolute prohibition of torture and other ill-treatment under international law.

Arbitrary arrests

There are reports that scores of people, including university students, have been arrested in cities where protests have taken place, including Ahvaz in Khuzestan province; Esfahan, Esfahan province, Zanjan, Zanjan province; Amol and Babol, Mazandaran province; Bandar Abbas, Hormozgan province; Kermanshah, Kermanshah province; Sanandaj, Kurdistan province; Mashhad, Razavi Khorasan province; Shiraz, Fars province; Tabriz, East Azerbaijan province; and Tehran.

Amnesty International has received information that, in at least two cities, Amol and Tehran, the authorities are denying the families of some detainees information about their fate and whereabouts, amounting to the crime of enforced disappearance under international law.

The organization also received shocking allegations of sexual violence against at least one woman arbitrarily arrested by plain-clothes security agents and detained for several hours in a police station. According to an informed source, while in detention, the woman was taken to a room where she was questioned by a security official who forced her to perform oral sex on him and attempted to rape her.

“Iran’s security forces have once again carried out a reprehensible attack on the rights of Iranian people to peaceful expression and assembly and resorted to unlawful and brutal tactics,” said Philip Luther.

“The Iranian authorities must end the repression as a matter of urgency and ensure the security forces exercise maximum restraint and respect protesters’ rights to peaceful expression and assembly. Detainees must be protected from torture and other ill-treatment and all those who have been arbitrarily detained must be released.”

Background

The protests began on 11 January after the Iranian authorities admitted to having unintentionally shot down the Ukrainian plane, following three days of denials, at first attributing the plane crash to mechanical failure. The protests quickly expanded to include anti-establishment slogans and demands for transformation of the country’s political system, including a constitutional referendum and an end to the Islamic Republic system.

These protests follow a bloody crackdown that saw more than 300 protesters killed and thousands arrested between 15 and 18 November 2019 when Iranian security forces resorted to lethal force. Amnesty International has called on member states of the UN Human Rights Council to hold a special session on Iran to mandate an inquiry into the unlawful killings of protesters, horrifying wave of arrests, enforced disappearances and torture of detainees, with a view to ensuring accountability.

World report 2020: Iran, Human Rights Watch

In 2019, Iran’s judiciary dramatically increased the cost of peaceful dissent, sentencing dozens of human rights defenders to decades-long prison sentences. Repressive domestic security agencies, in particular the Islamic Revolutionary Guard Corps’ (IRGC) Intelligence Organization, continue to suppress civil society activists, such as detained environmentalists, including through reported abuse and torture in detention. As broad United States sanctions impact the country’s economy and Iranians’ access to essential medicines, authorities maintain a tight grip over peaceful assembly, particularly labor-related protests.

Right to Peaceful Assembly and Free Expression

Iranian authorities brutally repressed nationwide protests that erupted after the increase of fuel prices on November 25. Video footage and eyewitness accounts that emerged after a near total government shutdown of the internet in the country show security forces directly targeting protesters who posed no threat to life. According to Amnesty International, as of December 4, at least 208 people had reportedly been killed in the protests, and a member of the parliament estimated that security forces had arrested about 7,000 people. As of December 4, the government has refused to announce the total number of deaths, and detainees remained at great risk of mistreatment.

Iran’s judiciary and security agencies continue to use vaguely defined provisions in the penal code to arrest and prosecute activists for peaceful assembly and free expression.

On January 20, authorities arrested Ismael Bakhshi, a prominent labor activist, and Sepideh Gholian, a journalist and labor activist, after they alleged that they had been tortured when they were detained in the aftermath of sugarcane factory labor protests in November 2018. On September 7, rights groups reported that branch 26 of Tehran’s revolutionary court had sentenced Bakhshi and Gholian to 14 years and 19 years and 6 months respectively for their peaceful activism. The court also sentenced Amir Amirgholi, Sanaz Allahyari, Asal Mohammadi, and Amir Hossein Mohammadifar, members of the editorial board of a labor-related online forum called Gam, who have also been detained since January, to 18 years each in prison on similar charges. If the verdicts are upheld, each of the six labor rights defenders will have to serve at least seven years of their prison sentence. In October, authorities temporarily released the labor activists until the court of appeal issues a verdict in their case.

On May 1, plainclothes police arrested at least 35 activists who had gathered in front of the Iranian parliament in a peaceful demonstration organized by independent labor organizations. Most were released on bail, but in August branch 28 of Tehran’s revolutionary court sentenced Atefeh Rangriz, an activist, and Marizeh Amiri, a journalist, both of whom have been detained since May, to 11 years and 6 months in prison with 74 lashes and 10 years and 6 months in prison with 148 lashes, respectively. If the sentences are upheld, Rangriz and Amiri must serve at least seven-and-a-half and six years of their sentences in prison, respectively. In October, authorities released Rangiz and Amir temporarily until the court of appeal issues a verdict in their case.

On August 24, a lawyer reported that branch 15 of Tehran’s revolutionary court had sentenced Kioomars Marzban, a 26-year-old satirist, to 23 years in prison on charges including “cooperating with an enemy state.” Marzan has also been convicted of insulting authorities and sacred beliefs. If his sentence is upheld, he will serve 11 years.

In August, authorities also arrested at least 16 activists in Tehran and Mashhad who had called for resignation of Ayatollah Khamenei, Iran’s supreme leader, in an open letter.

Death Penalty and Inhumane Punishment

According to rights groups, Iran had executed at least 227 people as of November 1, compared to 253 in 2017.

The decrease in the total number of executions over the past two years is largely due to a 2017 amendment to Iran’s drug law that increased the requirements for imposing the death penalty for drug-related charges.

The judiciary also executed one person below the age 18 and at least 2 individuals who were sentenced to death for crimes they allegedly committed as children. Under Iran’s current penal code, judges can use their discretion not to sentence to death individuals who committed their alleged crime as children. However, several individuals who were retried under the penal code for crimes they allegedly committed as children have been sentenced to death again.

Iranian law considers acts such as “insulting the prophet,” “apostasy,” same-sex relations, adultery, and certain non-violent drug-related offenses as crimes punishable by death. The law also prescribes the inhumane punishment of flogging for more than 100 offenses, including the “disrupting public order” charge that has been used to sentence individuals for their participation in peaceful assemblies.

Human Rights Defenders and Civil Society Activists

Scores of human rights advocates, including Narges Mohammadi and Atena Daemi, remain behind bars for their peaceful activism.

On March 11, authorities sentenced Nasrin Sotoudeh, a prominent human rights lawyer, to 33 years in prison and 148 lashes for her peaceful activism, including defending women who protested compulsory hijab laws. On April 23, the court of appeal upheld the sentence. Sotoudeh, who has been detained since June 2018, will have to serve at least 12 years in prison.

Since January 2018, authorities have detained environmentalists Houman Jokar, Sam Rajabi, Taher Ghadirian, Morad Tahbaz, Amirhossein Khaleghi, Sepideh Kashani, Niloufar Bayani and Abdolreza Kouhpayeh, all members of a local biodiversity conservation group, on accusations of espionage. Another environmentalist arrested at the time, Kavous Seyed Emami, a Canadian-Iranian professor and environmentalist, died in detention in Februa