Misstro Oss Inte

Just another WordPress site

Armin Najafali

زن در قانون جمهوری اسلامی ایران
جمهوری اسلامی ایران بر اساس اصول و مبانی دینی تدوین شده است. جایگاه و حقوق زنان بر اساس معیارهای دینی و اصولی در نظر گرفته شده است . پس از پیروزی انقلاب وضعیت زنان به تناسب ایدئولوژی که حاکمیت جدید مبتنی بر آن بود، نه تنها پیشرفت قابل توجهی نداشت بلکه در بسیاری از زمینه ها دچار پس رفت شد. با به قدرت رسیدن روحانیون و اجرا شدن قو انین اسلامی «زنان» همان حقوق اندکی را که در زمان سلطنت پهلوی بدست آورده بودند از دست دادند. زنان در بسیاری از عرصه های زندگی خصوصی و حیات اجتماعی با مشکلات و معضلات فراوان روبرو گردیدند. انقلاب اسلامی زنان را از تعاریف و تفاسیر استقلال،آزادیبخشی و آزادی کنار می گذارد و یا به حاشیه می راند. زنان ایرانی بیش از آنکه فرد مستقل اجتماعی باشند مادر، خواهر، همسر و دختر این و آن مرد است و حضورش در فضای بیرون از خانه اما و اگر دارد. زنان به دلیل نابرابری قانون ستم بیشتری را متحمل می‌شوند. مرد بطور طبیعی «سرپرست»است و صاحب قدرت اصلی در خانه ، جامعه ، اقتصاد ، سیاست و دستگاه قضایی.
از تبعیض در قانون جمهوری اسلامی بین مرد و زن به وضوح می توان دریافت که تعیین حدود و مرز های حقوق زن در شرایط امروزی جامعه ایران بیشتر تحت تاثیر فقهای طرفدار دیدگاه سنتی و افراطیون است و دست قانون گذار را برای تبعیض میان زنان و مردان را باز می گذارد تا از دیدگاه سنتی پیروی کند. حجاب اجباری در این میان شاید نهادین ترین و ملموس ترین تبعیض ، خشونت و ستمی باشد که زنان هر روز با آن سرو کار دارند و با آن تحقیر می شوند. آنها بجای درک انسانی جامعه در حال دگردسی پیشرفت ها در حوزه زنان را سوغات غرب و نتیجه نفوذ فرهنگی غرب می دانستند و می دانند. در این نگاه بدن زن می تواند او را به موجود شیطانی تبدیل کند که مردان را می فریبد و پای آن را به گناه و عذاب الهی می گشتید .بدین گونه است که مرد دارای حق مالکیت بر بدن زن می شود و اوست که باید زن را مانند شییی خصوصی و کالای فریبنده از چشم «نامحرم» دور سازد و در پناه خود بگیرد. جمهوری اسلامی می خواهد به نام نظم دین صاحب بدن زن باشد ‌سلطه بر بدن زن بخشی از اعمال قدرت او در سطح جامعه است. ارتکاب خشونت و اغلب قتل زنان یک خانواده به دست مردان خویشاوندخود نمو‌ه ای است از روابط قدرت نابرابر میان مردان وزنان. خشونت علیه زنان رفتاری است که با هدف آسیب رساندن با اشکال مختلف جسمی ، روحی ، روانی و ممانعت از پیشرفتهای شغلی و ارتقای توانایی های آنها که از حوزه فعالیتهای اجتماعی دور کرده و محدود به خانواده کرده. در خانواده زنان و کودکان به عنوان قربانیان اصلی و مردان به عنوان افراد خاطی قید می شوند. و مرد سالاری عامل اساس خشونت علیه زنان می باشد . حکومت اسلامی ایران با قوانین تبعیض امیز این گونه رفتارهای خشونت بار علیه زنان را شدت بخشیده . بطور مثال سن مسولیت دختران را ۹ سال در نظر گرفته و یا مردان را مجاز به ازدواج موقت میدارد خود عامل خشونت علیه زنان به حساب می آیند. خشونت خانگی از سوی نزدیکان ذکور معمولا شوهر ، پدر و برادر …که خود را قیوم و صاحب اختیار زن می دانند علیه زنان اعمال می گردد. کافی است که گمان برده شود او ابرو و شرف خانواده را بر باد داده است. متاسفانه سیاست قضایی جمهوری اسلامی ایران در قتل های ناموسی متناقض است و به دیدگاه قاضی بستگی دارد که در بسیار موارد قاتل آزاد می‌شود یا در کمیسیونهای عفو مورد عف قرار می گیرد. در قوانین مدنی ایران بویژه آنچه مربوط به خانواده می‌شود نابرابری میان زن و مرد اصل است. پا فشاری برای تفکیک سازی جنسیتی در آموزش ، محیط کار ،جامعه و مسابقات ورزشی هم بخشی از سیاستی است که به بهانه شرعی تلاش می‌کند از الگوی زن مسلمان پاسداری کند. متاسفانه در قوانین جزایی و نظام قضایی ایران نیز کفه ترازو به سود مردان سنگینی می‌کند.
باشد تا روزی ایرانی آزاد و برابر بسازیم.
آرمین نجفعلی

Shahab Mehregan

چگونه می‌شود مردم کشوری مانند ایران با پیشینه تاریخی بسیار کهن، آداب و رسوم وادیان گوناگون، اقوام مختلف ،گویش‌ها و زبان‌های متفاوت، در برهه‌ای از زمان به یکباره تصمیم به زیر و رو کردن بنیان کشور خود کند؟
ظلم ؟
فقر ؟
خفقان سیاسی ؟
مسائل اجتماعی فرهنگی ؟
درگیریهای قومی ؟
یا مسائل دینی و عقیدتی ؟
می‌توان گفت مجموعه‌ای از عوامل بالا و فقر  دانش سیاسی و اجتماعی و دخالت‌ ابرقدرت‌های دنیا باعث دگرگونی و تغییر رژیم در ایران شد .
پس از بهمن ماه هزاروسیصدوپنجاه و هفت با تغییر رژیم ایران از پادشاهی به جمهوری آخوندی دیکتاتوری اسلامی ، اکثر مردم ایران همواره با این رژیم در حال ستیز و جنگ هستند و آن را به رسمیت نمی شناسند .
چرا که از بدو تولد ،این جمهوری ننگین بنیان آن با اسلام  دروغین وفریب مردم بیسواد نهاده شد .
خشت اول  این بود ، اسلام شیعی را به رسمیت کشوری رساندند  که این کشور رنگین کمانی از ادیان است .
خشت دوم خطایی که تکرار شد این بود که دوباره کشور محکوم به تک حزبی و آن حزب الله شد.
مذهب رسمی اسلام شیعی وحزبِ الله جایی برای دیگر ادیان و دیگر احزاب نمیگذارد .
با تعیین قانون اساسی که بر طبق دین مبین اسلام ، دیگر ادیان نادیده گرفته شد و ظلم و ستم به دیندارانی غیر از مسلمان روا داشته شد.
همه این عوامل خواسته یا ناخواسته دست به دست هم داد تا حکومت #جمهوریدیکتاتوریاسلامی پدید آید.
روحانیون گرسنه مذهبیون افراطی پُست‌های دولتی و غیردولتی را قبضه کردند زنان با حجاب اجباری خانه نشین و بی کار شدند.
قانون اسلامی دست و پای مردم را همه جوره بست و همین امر باعث کوچ تعدادی از ایرانیان شد.
نوازندگان،خوانندگان زن و مرد ،هنرمندان زن و مرد،مذهبیون غیر از دل اسلام الاالخصوص بهاییان که اکثر آنان کشته میشدند.
هنوز مردم با رژیم دیکتاتوری اسلامی دست به گریبان بودند که بعد از دوسال جنگ آغاز شد.
با شروع جنگ ایران و عراق کوچ و فرار از برای حفظ جان شدت گرفت.
هزاران نفر بی گناه در این جنگ ازبین رفتند و خسارتهای جبران ناپذیری به بار آمد مردم آواره شدند چرا که جنگ میلیاردها دلار خسارت و خرابی به بار آورده بود.
پس از هشت سال جنگ تمام شد و خرابی‌ها و کشته های خود را به جا گذاشت اما همچنان فضای ایران برای نفس کشیدن تنگ بود و با غمی مضاعف.
خفقان سیاسی، فقر مالی رو به پیشرفت ،دزدی و اختلاس، فرهنگ اسلامی همراه با خرافات هر روز در مدارس و دانشگاه تزریق می شود.
دانشجویان هرگاه اعتراض کنند در دانشگاهها و خوابگاههایشان به خاک و خون کشیده می‌شوند، موقع رای دادن با وجود مجلس خبرگان رای تو و من هیچ ارزشی ندارد چرا که از قبل نماینده اصلح یا رئیس جمهور منتصب انتخاب شده و رای شما برای رسمیت بخشیدن به نظام میباشد ، اگر اعتراضی هم کنی ماجراهای شورش هشتادوهشت و قتل ندا آقا سلطانها و هزاران جوان بیگناه دیگر بوجود می آید.
ورشکستگی اقتصادی بابت مدیران نا کارآمد و نا لایق،تحریم اقتصادی ،فضای سیاسی مسموم ،بازار آشفته و دولت  بی لیاقت و از همه بدتر آخوند بی لیاقتی به نام رهبر چهل ویک سال است زندگی را برای مردم ایران تلخ تر از زهر کرده.
بی کاری ، گرسنگی و خفقان سیاسی، زندان ،شکنجه ،اعدام  جان را به لب میرساند و رفتن را به ماندن ترجیح میدهی.
به عنوان یک فعال سیاسی پناه میبری به کشوری که جانت در خطر نباشد.
به عنوان یک زن آزاده پناه می بری به کشور آزادی که بتوانی آزاده باشی و پوشش خودت را به دلخواه انتخاب کنی. به جایی که حجاب میزان سنجش عفتت نباشد.
به عنوان یک انسان دیندار  به جایی میروی که دینت را نپرسند، دین اسلام را برتر نمی دانند تو را گناه کار نمی دانند برای ستایش خدایی غیر از الله و  بی‌دینی و بی خداییت سزاوار مرگ و حکم مرتد  به تو نمی دهند.
به امید روزی که هیچ کوچ اجباری و فراری در هیچ کجای دنیا نداشته باشیم و صلح و آزادی در سراسر جهان برقرار  شود.
شهاب مهرگان
چهارم اردیبهشت هزارو سیصدونودونه

Bahareh Siahmansouri

من بهار هستم ، بهاری که در ایران نتوانست طعم بهاران آزادی را هیچ وقت نچشیدم ، زیرا از زمانی که خود راشناختم مورد نکوهش و سرزنش جامعه زن ستیز کشوری که روزی زن و مرد در ان برابر بودن قرار گرفتم که این خود شرچشمه از نظامی که با شورشی سازمان یافته شکا گرفته بود شروع شد . زندگی زنان ایران در چهل و یک سال اخر دست خوش دگرگونی های وحشتناک و فاجعه امیز تبعیض جنسیتی قرار گرفته که البته این مختص زنان نیست ، در شورش ۵۷ ایران دست خوش بیشترین صدمات قرار گرفت که چندین نسل را به سوی تباهی کشاند. در این این سالها ایران زیبای ما به ویرانه ای تبدیل شده، تمام منابع ایران نابود شد، محیط زیست ایران به تاراج رفت و منبعی برای درآمد زدایی آقازاده ها قرار گرفت. دسته دسته جوانان،زنان و مردان محکوم به زندان و اعدام شدند. جامعه ایران با معضل کولبرها، کودکان کار، سن فحشای دختران به زیر ۱۴ سال، گورهای دسته جمعی، اسید پاشی به بانوان ، تجاوز به دختران محکوم به اعدام و…. روبرو شد، که این خود بیانگر جنایات یک رژیم دیکتاتوریست. مردان سیاسی که هیچ اطلاعی از سیاست و جهان بینی ندارند و فقط برای پُر کردن جیب خود و نابودی کشور کمر همت بسته اند. رژیمی که خود را یک نظام مردم سالاری نامیده هیچ بویی از انسانیت نبرده و ملاک حکومت خود را بر مبنای مذهبی که خود با چپاول و کشتار ایران را به زیر یوغ بندگی کشیده قرار داده است، استوار کرده. من به عنوان یک بانوی ایرانی که به هیچ عنوان این نظام و روش حکومتشان را به رسمیت نمیشناسم اذعان میدارم که از حامی مردم ستم دیده کشورم هستم و تنفر خود را از رژیم اسلامی اخوندی اعلام میکنم.
بهاره سیاه منصوری

Narges Alidoust Jalali

من نرگس جلالی میخواهم در رابطه با زنان و مادران، پیشتاز در سرنگونی جمهوری اسلامی مروری داشته باشم بر یکسالی که گذشتنگاهی به روند طی شده یکسال گذشته در فضای سیاسی ایران نشان میدهد، جنبش سرنگونی جمهوری اسلامی پیشروی چشمگیری داشته و زنان در این پیشروی نقش برجسته، پررنگ، سازمانده و تعیین کننده ای داشته اند.

بخش دوم؛ خیزش آبان ۹۸

حضور زنان جوان سرنگونی طلب در اعتراضات شکل گرفته آبان ماه، بسیار پر رنگ بود. طوریکه زنان آغاز کننده موج عظیم اعتراضی علیه گرانتر شدن بنزین بودند. روز پنجشنبه ۲۳ آبان ۹۸، اولین اعتراض به گرانتر شدن بنزین توسط یک زن جوان در مقابل پمپ بنزین حیدرآباد کرج صورت گرفت و همه را به اعتراضات سراسری علیه گرانی و فشارهای اقتصادی دعوت کرد.

در دل اعتراضات سراسری آبانماه نیز حضور زنان پیشرو، در رادیکالیزه تر شدن اعتراضات تاثیر چشمگیری داشت. زنی که روی پل عابر پیاده، همچون یک سخنگوی جنبش سرنگونی، علیه خامنه ای و کلیت جمهوری اسلامی با فریاد “مرگ بر تو خامنه ای”، سخنرانی میکرد، توجه های بسیاری را به خود جلب کرد و تاثیر قابل توجهی در روحیه اعتراضی علیه خامنه ای و جمهوری اسلامی در اعتراضات سراسری گذاشت.

هشت مارس روز جهانی زن امسال در حالی فرا میرسد که زنان صدف مقدم اعتراضات در مسیر سرنگونی حکومت زن ستیز و دزدسالار اسلامی بوده اند. نیمی از جامعه که توسط قوانین اسلامی و دستگاه اجرایی و قضایی همواره سرکوب شده اند، در طی چهاردهه گذشته به نیروهای محرکه و نقاط عطف جنبش سرنگونی جمهوری اسلامی تبدیل شده اند.

هشت مارس امسال بار دیگر فراخوان به دادخواهی و کیفرخواست زنان، مادران و خانواده های داغدیده علیه چهار دهه شکنجه، خشونت و جنایتهای سازماندهی شده حکومتی علیه زنان میدهیم.

با امید به آگاهی تمام اقشار جامعه و خیزش سرنگونی رژیم دیکتاتوری آخوندی حاکم بر ایران

نرگس علیدوست جلالی

Armin Najafali

جمهوری اسلامی ایران از بدو انقلاب ۱۳۵۷ تاکنون با دروغ و خشونت نظامی امنیتی به جامعه ایران حکومت می کند. سرکوب سه نسل از مخالفین و معترضین از سوی نظام جمهوری اسلامی ایران ناقض حقوق بشر میباشد و حتی جنایتهایش از مرزهای جغرافیایی خود فراتر رفته. جمهوری اسلامی با ابتدایی ترین حقوق و آزادیهای اساسی و پایه ای مردم ایران مخالفت دارد و بااتهاماتی در برخی موارد مذهبی ویا سیاسی مخالفان خود را به زندان می اندازد. ما خواهان انتخابات آزاد هستیم و از مقامات قضایی دادگاه بین المللی می خواهیم که سران جمهوری اسلامی که در راس آن علی خامنه ای رهبر ایران است در یک دادگاه بین المللی محکوم کند به خاطر اعدامهای دسته جمعی زندانیان سیاسی سال ۶۷، قتل های زنجیره ای ، عملیاتهای تروریستی خارجی و همکاری با رژیم بشار اسد، جنگ افروزی در جنگ داخلی یمن، برنامه هسته ای و موشکی ایران، تبعیض علیه زنان، سانسور علیه مطبوعات و رسانه ها، دسگیری مخالفین و اعتراف گیری خودسرانه و نمایشی از زندانیان سیاسی، اعمال مجازات های قضایی وحشیانه و قرون وسطایی مانند بریدن انگشتان دست و پا و در آوردن چشم از حدقه، اینها تنها گوشهای از دریای بیکران اتهامات سران جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی یک تهدید و خطر جدی نه تنها برای مردم ایران بلکه برای کل بشرت در سراسر دنیا است. ما مردم ایران خواهان سرنگونی حکومت فاشیستی و استبدادی جمهوری ولایت فقبه هستیم. نه به جمهوری اسلامی دیکتاتور!

آرمین نجفعلی

Hadi Naderipour

نه به رژیم جمهوری ایران
باور دارم انسان هرچقدر هم باگذشت باشه نمیتونه در مورد خبط این نهاد که قویترین پروپاگاندای جمهوری اسلامی محسوب میشه، بخشش و گذشت داشته باشه.

در فردای پیروزی انقلاب مردم ایران بر این نظام فاشیستی مذهبی قصد دارم این موسسه ی خبرپراکنی را به محاکمه در یک محکمه عادلانه فراخوانم:
سوء استفاده سی ساله ی بخش خبری و سیاسی بی بی سی فارسی از مالیات مردم انگلیس، برای دست یافتن به اهداف ضد بشری و غیربیطرفانه خود، مبنی بر حمایت از رژیم فاشیستی، خونریز و قرون وسطایی جمهوری اسلامی.
تلاش سی ساله برای مخالفت با هرگونه تغییر رژیم در ایران، تلاش سی ساله برای حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی، به بهانه ی حمایت از میانه روها و اصلاح طلبان درون حکومتی (کسانی که دستشان به خون جوانان وطن در دهه ی 60 آلوده ست). توسط سانسور اخبار، گزینش هدفمند اخبار و گزینش مغرضانه ی کارشناس جهت تحلیل خبری.
پی نوشت: بارها گفته ام که هرگز از قصد خود عقب نشینی نخواهم کرد؛ مگر آنکه در واپسین روزها، این رسانه نسبت به خواسته های بزرگ مردم ایران، انعطاف پذیری نشان داده و به نحو شایسته و بیاد ماندنی ای در راه سرنگونی نظام اسلامی، این ملت بی سلاح و مظلوم را یاری رساند.
در آخر
ای کاش میشد بدون درگیری و خونریزی از شر این نظام قرون وسطایی خلاص شد.
ولی سید علی خامنه ای نشان داده است که تا آخرین لحظه ی حیاتش، از سرکوب و خونریزی دست نخواهد کشید.
او تشنه ی خون است. خون جوانان ایران زمین را دوست دارد. و از اینکه نامش در تاریخ همچون چنگیز، هیتلر ، استالین، صدام و خمینی، در ردیف خون آشام ثبت شود، ابا و واهمه ای ندارد. خون میخواهد.
دلم گرفته.
هر چه میاندیشم آیا راهی وجود دارد که بدون آنکه خونی ریخته شود میتوانیم جمهوری اسلامی را پشت سر گذاریم راه به جایی نمیبرم.
در برابر واقعیت تلخی قرار گرفته ایم.
تلخ ترین واقعیت زندگی بشری. چرا که خون آشام لحظه ای به قداست خود و راهی که پیش رو گرفته، تردید ندارد.
در امر قدسی، هیچ جای تردید نیست. و حفظ این نظام مقدس، به هر نحوه ی ممکن، قدسی ترین امر و وظیفه ای ست که بر دوش سید علی خامنه ای قرار گرفته است.
دستور از بالاست… بالاتر از ابرها… بالاتر از آسمانها… ما کوچکتر از آنیم که بخواهیم در این امر قدسی، خللی وارد کنیم؛
چرا که آنکه اسلحه در دست دارد، پشیزی برای درخواستهای بشری، ارزشی قائل نیست.
من دلم گرفته. و در این دوران حساس از تاریخ ایران زمین، به شخصی فکر میکنم که گویا وجودش بر عرصه زمین، زیادی ست…
زیادی ترین و اضافی ترین موجود زنده بر زمین.
و تنها آرزویم این است که ای کاش …
ای کاش … ای کاش میشد کاری کرد تا زمین پاکیزه تر شود.

هادی نادری پور

Sarah Sadeghi

امروزِ روز در سرتاسر دنیا دولت ها و ملت ها در صدد پایان دادن به خشونت علیه زنان هستند اما وجه تمایز جمهوری اسلامی ایران با سایر جوامع دنیا در این است که مسئله خشونت علیه زنان در ایران در سایه حاکمیت کاملا قانونی است و در نهادهای دولتی و اجرایی و همچنین در دستگاه قضا در طی سالهای طولانی عمر بلند مدت جمهوری اسلامی کاملا نهادینه شده است.
نمونه هایی از این دست عبارتند از: الزام تمکین زن به شوهر، نداشتن حق طلاق، و حضانت فرزند، نداشتن حق خروج از کشور و دارا بودن گذرنامه بدون اجازه همسر ، عدم حق قانونی انتخاب روابط فردی و اجتماعی، حجاب اجباری، ممنوعیت ورود زنان به برخی اماکن عمومی مانند استادیومها، نداشتن اجازه حق عبور و مرور با برخی وسایل نقلیه از جمله دوچرخه و موتورسیکلت، نداشتن حق آوازخوانی و رقص… و به طور کلی تبعیضات قانونی علیه زنان به جرم جنس دوم بودن.
تمام موارد فوق مصادیق بارز خشونت علیه زنان در حکومت زن ستیز جمهوری اسلامی به حساب می آید.
در تمام قوانین جمهوری اسلامی ایران که بنیان آن بر اساس قوانین دین اسلام پایه گذاری شده است، هرگز به زن به به عنوان جنس و فرد محق در جامعه نگاه نمیشود بلکه او مانند برده ای اسیر در چنگال حاکمیت و فرهنگ مردسالار مورد خشونت و تجاوز
قرار میگیرد.
جمهوری ضد زن اسلامی ایران از طریق رسانه‌های حکومتی، نهادهای اجرایی و قضایی خشونتگر و ناحقی های قانونی علیه وجود زن و تمام حقوقش، خشونت علیه زنان را اعمال میکند که همین باعث میشود تا شرایط برای خشونتهای جسمی و روحی و روانی در سطح خشونتهای خانگی و خیابانی به شدت مهیا میشود.
در همان روز های اول روی کار آمدن جمهوری اسلامی قوانینی را وضع کرده کاملا نرینه سالار که به وسیله همین قوانین زنان سالهای سال از شکل گیری این حکومت مستبد و ننگین تحت ظلم و سرکوب بوده اند. همین قوانین ضدزن مانند اهرمی محکم و قوی عامل اصلی خشونت علیه زنان بوده و خواهد بود. حتی در جزئی ترین بندهای قوانین اسلامی نظام جمهوری اسلامی ایران زن ستیزی حاکمان اسلامی به صورت آشکار و علنی دیده میشود.
من سارا صادقی، به عنوان زنی خشونت دیده که سالها در کشور ایران تحت شکنجه و خشونت چه از جانب حاکمیت چه از جانب مردانی که زیر سایه قانون شریعت همواره ظلم و زور بر من روا می داشته اند، از تمام مردم سرزمینم به خصوص زنان و دختران سرزمینم درخواست میکنم سکوت نکنند و از پا ننشینند و در مقابل این رژیم مستبد و سرکوبگر به پا خیزند و همیشه بر این باورم که انقلاب بعدی ایران یک انقلاب زنانه خواهد بود.

Arash Ahmadi Joyari

اعتراضات مردمی ایران
این روزها شاهد اعتراضات گسترده هموطنانمان در داخل ایران هستیم براستی دلیل اوضاع بد اقتصادی و اجتماعی ایران چیست؟ در آغاز انقلاب اسلامی در سال ۵۷ وبا هدف نشان دادن اینکه اسلام دین سیاست و حکومت است و با بکارگیری تمام پتانسیلها و منابع ایران در مسیر اهداف و ارکان اسلامی ما امروزه شاهد شکست جمهوری اسلامی در اکثر حوزه ها هستیم و رژیم اسلامی سعی دارد تمام تقصیرها و بهرانها را به گردن آمریکا بیندازد،براستی دلیل تمام این مشکلات چیست؟ وجود رضایت نسبی در جامعه به دو عامل کیفیت زندگی و سبک زندگی بستگی دارد مؤلفه های مادی در کیفیت زندگی مانند توسعه اقتصادی و تولید در کنار مؤلفه های غیر مادی مانند کار ، بهداشت، محیط زیست، آزادی و اتحاد مورد بررسی قرار میگیرد با یک نگاه اجمالی به شرایط موجودمی توان براحتی به کیفیت زندگی در مورد مردم ایران پی برد وبا تفکر شرایط فرهنگی موجود و هنجارهای پیدا و پنهان آن و در نهایت رفتارهای مردم ایران براحتی شاهد عدم توانایی فقه شیعه و اسلام در متناسب ساختن مدرنیته با سبک زندگی مردم هستیم گذشته از تمامی اینها با وجود اقدامات سختگیرانه جمهوری اسلامی گرایش ایرانیان داخل و خارج کشور به مسیحیت به میزان قابل توجهی افزایش یافته که مهمترین دلیل آن تعلیمات مسیح و سه اصل بزرگ مسیحیت یعنی ایمان ،محبت،وامید میباشد که باعث گسترش کلیساهای خانگی که جمهوری اسلامی نام آنها را کلیساهای تبشیری یا مسیحیان تبشیری یا مسیحیان صهیونیستی نهاده وپیوسته در صددنابود کردن و مجازات آنها بوده است مجازاتهای سنگینی چون اعدام، زندان و تبعید. ما مسیحیان ایرانی با نظام حاکم در ایران مخالفیم ما خواستار آزادی اقلیتها بهبود شرایط زندگی امنیت شغلی و امنیت اجتماعی در ایران هستیم و هرگونه اجبار در زندگی اجتماعی و خصوصی شهروندان در غالب هر ئیدولوژی که باشد نه میگوییم.
آرش احمدی